ايمان در عرف شرع عبارت است از : تصديق به آنچه كه به ضرورت از دين پيامبر ما صلى الله عليه و آله معلوم شده است و گاهى از ايمان به « اقرار » و گاهى به « تصديق » تعبير مىكنند و اين عقيده در ميان اقوال موجود مقرون به برهان است .
تنها اعتراف قلبى در ايمان كفايت نمىكند و بايد با آن ، اعتراف زبانى همراه باشد . اگر ملاك ايمان فقط همان اعتراف قلبى باشد بايد پذيرفت كه فرعون ايمان داشته است . ايمان حالت اذعان و تصديق و اعتراف مقرون به يقين است .
شركزدا بودن ايمان
خداوند متعال به جعل تكوينى و در نظام علت و معلول ايمان را شركزُدا قرار داد . يادگار نبوت در اين فراز به آيهء شريفهء « ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِى جَوْفِهِ » ؛ « 1 » خدا در درون هيچ فردى دو قلب قرار نداده است ، اشاره مىفرمايد ؛ يعنى خدا دو قلب براى شما قرار نداده كه فردى را با يكى از دو قلبتان دوست داشته و با قلب ديگرتان با وى دشمنى كنيد . هر فردى يك قلب دارد . پس حب و بغض او يكى خواهد بود . نمىشود در يك مورد حب و بغض جمع شود ؛
قرآن كريم در ضمن اعلام اشتباه آنانى كه زيد بن حارثه را زيد بن محمد صلى الله عليه و آله مىناميدند يك اصل كلى را ارائه مىدهد كه خداى متعال
هامش
( 1 ) . احزاب ، آيهء 4 . .