نُورٌ وَكِتابٌ مُبِينٌ » . « 1 » در سورهء اعراف و توبه وصف و تغابن نيز آمده است .
نور نتيجهء شرح صدر ، و مساوى با حيات است : « أَوَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَجَعَلْنا لَهُ نُوراً » . اثر شرح صدر در ظاهر بدن « قشعريره » ، راست شدنِ مو بر اندام و آنگاه احساس نرمش در روح است .
روح انسان به موازات هسته و بدن انسان چون از عالم « وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِى » مىباشد ، استعداد و راههايى دارد كه مىتواند با انواع كمالاتِ سنخ وجودىِ خود متحد شود . در اين هنگام است كه انسان پا را از زندگى معمولى فراتر نهاده و با نور قرآن و وحى و كلمات اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام كه نور است عجين شده و همهء جوارح انسان واقعاً نور خدايى پيدا مىكند .
همين راهها و منفذهاى روح انسان كه نور و كمال را در خود جاى مىدهد ، انسان را با وجود مشتركات زياد با حيوان ، از حيوان جدا مىسازد و چنين كمالى قطعاً در حيوان نيست .
روشنى دلايل قرآن
متن : بيّنةُ بَصائِرُه ، مُنكشفةٌ سَرائرُه ، مُتجلّيةٌ ظَواهُره ، مُغتبطٌ به أشياعُه . « 2 »
شرح : مراد از بَيّنةٌ بَصائرُه اين است كه دلايل قرآن بر توحيد و نبوت و
هامش
( 1 ) . مائده ، آيهء 15 . .
( 2 ) . دراين جمله و جملههاى بعد خبر بر مبتدا مقدم شده است و تقدم افادهء حصر در مبتدا مىكند . به منزلهء اين است كه هيچ دليلى به اندازهء دلايل قرآن روشن و روشن گر نيست . .