دستگاه حاكم مراقبت و فشار را بر امامعسكري ( عليه السلام ) ميافزايد
زمانى كه تعداد امامان ( عليهم السلام ) به دوازده تن نزديك شد ، هراس عباسيان فزونى يافت . آنها دهمين امام و فرزندشان امامعسكري ( عليهما السلام ) را مجبور نمودند در پايتخت - سامرا - كه عسكر ناميده ميشد اقامت داشته باشند ، و لذا اين دو امام همام ( عليهما السلام ) به عسكرى لقب يافتند . سپس خليفهى عباسى بر آن شد تا امام هادي ( عليه السلام ) را به قتل برساند و نقشهى خود را جامهى عمل پوشانيد . او امامعسكري ( عليه السلام ) را كه يازدهمين امام بود بيش از پيش تحت نظر گرفت و پس از مدتى تصميم گرفت براى جلوگيرى از ولادت امام دوازدهم موعود ، ايشان را نيز بكشد ! بعيد نيست خليفه ، امامعسكري ( عليه السلام ) را تهديد كرده باشد كه اگر ازدواج كند ايشان را به قتل برساند ، و ميپنداشته ايشان - بسان ديگر شخصيتهاى قريش - با زنى قريشى ازدواج ميكنند ، اما امام ( عليه السلام ) كنيز خود نرجس رومى را آزاد و با او ازدواج كردند ، و خداوند چنين اراده كرد كه مهدى موعود ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) از او باشد . كمال الدين 2 / 408 از علان رازى روايت ميكند : « برخى از شيعيان برايم نقل كرد كه چون همسر ابو محمد ( عليه السلام ) باردار شد ، ايشان به دو فرمودند : به پسرى محمد نام باردار خواهى شد و او قائم پس از من است . » همان 2 / 407 از موسى بن جعفر بن وهب بغدادى نقل ميكند كه اين توقيع از ناحيهى امامعسكري ( عليه السلام ) بيرون آمد : « آنان پنداشتند مرا ميكشند تا اين نسل را قطع كنند ، ولى خداوند عزوجل پندارشان را تكذيب كرد ، و الحمد لله . » غيبت شيخ طوسى / 134 و 138 : « امامعسكري ( عليه السلام ) هنگامى كه حجت به دنيا آمد فرمودند : ظالمان پنداشتند مرا ميكشند تا اين نسل را قطع كنند ، آنان قدرت قادر را چگونه يافتند ؟ و او را مؤمَّل ( 1 ) ناميدند . » كافى 1 / 329 و 514 از احمد بن محمد بن عبد الله نقل ميكند : « هنگامى كه زبيرى - كه خدايش لعنت كند - به قتل رسيد ، اين نامه از امام حسن عسكري ( عليه السلام ) صادر شد : اين جزاى كسى كه بر خدا نسبت به اولياى او جرأت به خرج داده است ، او گمان كرد مرا ميكشد و