را نگاه ميدارند ، كشتارى سخت خواهد بود ، تا جايى كه مجروحان بر روى كشتگان راه روند و نجات يافتگان از اسيران كمتر باشند . برخى از ياران گفتند : يا اميرالمؤمنين ! شما را علم غيب دادهاند ، ايشان خنديدند و به او كه از طائفهى كلب بود فرمودند : اى برادر كلب ! اين علم غيب نيست ، بلكه فراگيرى از صاحب دانشى است . علم غيب آگاهى از قيامت است و آنچه خداوند سبحان با اين سخن شمرده است : إِنَّ اللهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَيُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الأَرْحَامِ وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ مَاذَا تَكْسِبُ غَداً وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَي أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ ، ( 1 ) در حقيقت خداست كه علم [ به ] قيامت نزد اوست ، و باران را فرو ميفرستد ، و آنچه را كه در رحمهاست ميداند ، و كسى نميداند فردا چه به دست ميآورد ، و كسى نميداند در كدامين سرزمين ميميرد . در حقيقت خداست [ كه ] داناى آگاه است . خداوند سبحان است آنچه را در ارحام است از مذكر و مؤّنث ، زشت و زيبا ، سخى و بخيل ، شقى و سعيد و آنكه در آتش ، هيزم و يا در بهشت ، همنشين پيامبران است ، ميداند . اين دانش غيبى است كه جز خدا كسى آن را نميداند ، اما غير آن ، دانشى است كه خداوند به پيامبرش ( صلى الله عليه وآله ) آموخته و او نيز مرا آموخته است ، و براى من دعا كرده كه سينهام آن را حفظ كند و وجودم آن را در بر گيرد . » المستدرك 4 / 474 مشابه اين معنا را نقل ميكند و صحيح ميشمارد ، وى از بريده از رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) روايت ميكند : « قومى با ديدگان كوچك و چهرههاى پهن خواهند آمد . چهرههايشان گويا سپر است . آنان در سرزمين عرب به مسلمين ميرسند . گويا آنها را ميبينم كه اسبانشان را به ستونهاى مسجد بستهاند . گفتند : يا رسول الله ! آنان كيانند ؟ فرمود : ترك . » اين روايات ، خبر از هجوم مغولان بر بلاد اسلام ميدهد ، و ميتوان آن را از علائمى شمرد كه از ظهور فاصلهى زيادى دارد ، نه علائم نزديك .
فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 795
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٧٩٥
هامش
( 1 ) . سورهى لقمان / 34