مقصود از ترك در احاديث عصر ظهور
تركان مغول
در روايات رسولخدا و اميرالمؤمنين ( عليهما السلام ) سخن از اينان آمده است ، ابنحماد نيز برخى از آنها را نقل ميكند ، الفتن 1 / 220 از مكحول از رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) ميآورد : « تركان دو خروج دارند ؛ در يكى آذربايجان را ويران ميكنند ، و در ديگرى اسبهايشان را در كنار فرات ميبندند ، و پس از آن هيچ تركى نخواهد بود . . . ارطاة گويد : سفيانى با تركها ميجنگد ، آنگاه بر دستان مهدى ريشه كن ميشوند . اين اولين پرچمى است كه مهدى آن را ميبندد و به سمت تركان ميفرستد . . . عبد الله بن عمرو گويد : تنها يكى از ملاحم باقى مانده است ، سر آغاز آن هجوم ترك به جزيره است . » ( 1 ) ابنحماد در ادامه رواياتى را نقل ميكند كه بر هجوم مغول بر بلاد مسلمين منطبق است ، لكن او ظهور حضرت مهدي ( عليه السلام ) را به دنبال آن ميداند . او امام ( عليه السلام ) را يك طرف نبرد قرقيسيا با سفيانى معرفى ميكند و حال آنكه چنين نيست . الفتن 1 / 222 از ابنمسعود : « چون ترك و خزر به جزيره و آذربايجان ، و روم هم به عمق و اطراف آن آيند ، مردى از قيس از اهالى قنسرين با روميان ميجنگد و سفيانى در عراق با اهل مشرق ، و هر قسمتى به دفع دشمن مشغول است . . . حذيفه گويد : چون گروه نخست تركان را در جزيره ديديد ، با آنها بجنگيد تا شكستشان دهيد ، يا آنكه خداوند آنان را از شما دفع كند ، زيرا آنان حرم را رسوا ميكنند ، و اين علامت خروج اهل مغرب و شكست پادشاهى آنان است . » و ديگر عباراتى چنين .