آيات نزول حضرت مسيح ( عليه السلام )
يكى از عقائد تمامى مسلمانان نزول عيسي ( عليه السلام ) از آسمان به زمين است ، خداوند متعال ميفرمايد : وَإِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ إِلا لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكُونُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً ، ( 1 ) و از اهل كتاب كسى نيست مگر آنكه پيش از مرگ خود حتماً به او ايمان ميآورد ، و روز قيامت [ عيسى نيز ] بر آنان شاهد خواهد بود . و نيز : وَإِنَّهُ لَعِلْمٌ لِلسَّاعَةِ فَلا تَمْتَرُنَّ بِهَا وَاتَّبِعُونِ هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ ، ( 2 ) و همانا آن ، نشانهاى براى رستاخيز است ، پس زنهار در آن ترديد مكن ، و از من پيروى كنيد ؛ اين است راه راست . معناى آيات آن است كه مسيح ( عليه السلام ) نشانهاى از نشانههاى قيامت است ، و احدى از اهل كتاب - يهود و نصارى - نخواهد ماند ، جز آنكه هنگام نزول به دنيا به ايشان ايمان ميآورد ، و با او و معجزاتش روبرو ميشود . البته اين خود معجزهايست ، زيرا يهوديان تا به امروز به او ايمان نياورده و مادرش ( عليها السلام ) را متهم ميكنند ! بحار الانوار 14 / 350 از شهر بن حوشب از امام باقر ( عليه السلام ) نقل ميكند : « او پيش از روز قيامت به دنيا فرود ميآيد . پس هيچ يهودى و مسيحى نخواهد ماند مگر آنكه پيش از مرگش به او ايمان ميآورد ، و او پشت سر مهدى نماز خواهد گزارد . » حكمت بالا بردن مسيح ( عليه السلام ) به آسمان ، آن است كه خدا ايشان را براى مأموريتى عظيم در برههاى حساس ذخيره كرده است ، دورانى كه پيروان و پرستشگرانش بزرگترين قدرت را در عالم دارند ، و بزرگترين مانع گسترش هدايت و بر پا داشتن دولت عدل الهى هستند . از اين رو طبيعى مينمايد كه نزول ايشان در عالم مسيحى باشد و شادمانى و راهپيماييهايى منطقهاى به دنبال داشته باشد ، و مسيحيان اين امر را نصرتى براى خود در مقابل مهدى مسلمانان تلقّى كنند ! و طبيعى است كه امام مهدي ( عليه السلام ) به مردم خبر دهند كه ايشان چه زمانى فرود ميآيد ، و