او پيش از بالا رفتن به آسمان در ميانسالى با مردم سخن گفته باشد ، پس از فرود آمدن نيز تكلّم خواهد نمود . تفسير طبرى 6 / 14 مينويسد : « ابن زيد در تفسير : وَإِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ إِلا لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ ، گويد : ابن عباس ، ابن زيد ، ابو مالك و حسن بصرى گويند : چون عيسى بن مريم فرود آيد و دجال را بكشد ، هيچ يهودى در زمين باقى نميماند جز آنكه به او ايمان آورد ، او افزود : اين هنگامى است كه ايمان به آنان نفعى نرساند . » ( 1 ) البته جملهى اخير وى مردود است ، چون هنوز عرصهى تكليف باقى است . بيهقى 9 / 180 مينويسد : « مجاهد در تفسير آيهي : حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا ، ( 2 ) تا در جنگ اسلحه بر زمين گذاشته شود ، گويد : مقصود آن است كه تا زمانى كه عيسى بن مريم فرود ميآيد . » ( 3 )
نزول مسيح ( عليه السلام ) در منابع اهلسنت
صحيح بخارى 4 / 205 روايت ميكند : « شما چگونه خواهيد بود زمانى كه پسر مريم در ميان شما فرود آيد و امامتان از شما باشد ؟ » ( 4 ) مسند طيالسى / 335 از ابو هريره از پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) نقل ميكند : « پيامبران ، برادرانى از يك پدر هستند و مادرانى متفاوت دارند ، و دين آنان يكى است . من نزديكترين مردم به عيسى بن مريم هستم ، زيرا بين من و او پيامبرى نبود ، پس چون او را ديديد بشناسيد كه مردى است با قامتى متوسّط ، رنگ او به سرخى و سفيدى ميزند ، دو جامهى راه راه بر تن دارد ، گويا سرش [ قطرات آب ] ميچكد ولى هيچ رطوبتى به او اصابت نكرده است . او صليب را در هم ميشكند ، خوك را ميكشد و ثروت ميپراكند . خدا در زمان او تمامى