تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 667

مساهمون:

ص٦٦٧

اساس پيمانى از رسول‌خدا ( صلى الله عليه وآله ) است ، يا چه چيزي ؟ - و در ميان مردم كسى شجاعتر از اونيست - . پس مردى از عجمان به سوى او مي‌رود و مي‌گويد : يا ساكت مي‌شوى يا گردنت را مي‌زنم . در اين هنگام است كه قائم ( عليه السلام ) پيمان رسول‌خدا ( صلى الله عليه وآله ) را بيرون مي‌آورد . » در روايتى ديگر آمده مردى كه در برابر اين معترض مي‌ايستد ، شخصى است كه براى حضرت از مردم بيعت مي‌گيرد ، بحار الانوار 52 / 343 از عبد الاعلى حلبى از امام باقر ( عليه السلام ) نقل مي‌كند : « چون به ثعلبيه ( 1 ) مي‌رسد مردى از نسل پدرش كه پس از آن حضرت محكم‌ترين بدن وشجاع‌ترين قلب را دارد صدا مي‌زند : اى فلان ! چه مي‌كني ؟ به خدا كه تو مردم را به مانند چارپايان از خود مي‌راني ! آيا اين پيمانى از رسول‌خدا ( صلى الله عليه وآله ) است يا چيز ديگري ؟ غلامى كه عهده‌دار [ اخذ ] بيعت است مي‌گويد : به خدا سوگند يا ساكت مي‌شوى يا آنچه را كه ديدگانت در آن است مي‌زنم . قائم ( عليه السلام ) مي‌فرمايد : اى فلان ! سكوت اختيار كن ، آرى به خدا سوگند عهدى از رسول‌خدا ( صلى الله عليه وآله ) دارم . اى فلان ! آن محفظه را بياور ، او هم مي‌آورد و حضرت عهد پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) را مي‌خواند ، آن مرد مي‌گويد : خدا مرا فدايت كند ، سرت را بياور تا بوسه زنم ، ايشان همچنين مي‌كند و او ميان دو ديده‌ى امام ( عليه السلام ) را بوسه مي‌دهد ، آنگاه مي‌گويد : بيعت ما را دوباره بگير ، و ايشان چنين مي‌كند . » اين روايت چون سخن از ثعلبيه دارد ، دلالت مي‌كند اين حادثه در ابتداى ورود به عراق رخ مي‌دهد . بصائر الدرجات / 78 از ابو حمزه نقل مي‌كند : « امام باقر ( عليه السلام ) در تفسير آياتى چند از جمله : حَتَّى إِذَا فَرِحُوا بِمَا أُوتُوا أَخَذْنَاهُمْ بَغْتَةً فَإِذَا هُمْ مُبْلِسُونَ ، ( 2 ) تا هنگامى كه به آنچه داده شده بودند شاد گرديدند ؛ ناگهان [ گريبان ] آنان را گرفتيم ، و يكباره نوميد شدند ، فرمودند : مقصود قيام قائم است . »

هامش
( 1 ) . مكانى در عراق از سمت حجاز
( 2 ) . سوره‌ى انعام / 44
فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 667 | الشيخ علي الكوراني العاملي