تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 554

مساهمون:

ص٥٥٤

مي‌كنند كه در مورد آيه‌ي : وَلَوْ تَرَى إِذْ فَزِعُوا فَلا فَوْتَ وَأُخِذُوا مِنْ مَكَانٍ قَرِيب ، ( 1 ) و اى كاش مي‌ديدى هنگامى را كه آنان وحشت زده‌اند ، پس گريزى نمانده است و از جايى نزديك گرفتار آمده‌اند ، گفت : اين مربوط به لشكر سفيانى است . و هنگامى كه از وى پرسيدند : آنان از كجا گرفتار مي‌شوند ؟ پاسخ داد : از زير پاهايشان . » تفسير طبرى 22 / 72 از حذيفه نقل مي‌كند : « رسول‌خدا ( صلى الله عليه وآله ) فتنه‌ى بين اهل مشرق و مغرب را ياد كردند و فرمودند : آنان در اين حال به سر مي‌برند كه سفيانى از وادى يابس بر آنان خروج مي‌كند و در دمشق فرود مي‌آيد . دو لشكر يكى به مشرق و يكى به مدينه ارسال مي‌كند . آنان در زمين بابل در شهر نفرين شده و مكان خبيث فرود مي‌آيند و بيش از سه هزار نفر را به قتل مي‌رسانند . شكم بيش از صد زن را مي‌درند و سيصد تن از بزرگان بنى عباس را مي‌كشند . سپس روانه‌ى كوفه مي‌شوند و اطراف آن را خراب مي‌كنند . آنگاه رهسپار شام مي‌شوند . پرچمى كه در مسير هدايت است از كوفه خارج مي‌شود و پس از دو شب به آن لشكر مي‌رسند . آنان را چنان مي‌كشند كه حتى خبر رسان آنان نجات نمي‌يابد ، و تمامى اسيران و غنائمى كه با آنان بوده را باز مي‌ستانند . لشكر دوم او به مدينه مي‌پردازد . آنان سه روز و شب آن را غارت مي‌كنند . سپس روانه‌ى مكه مي‌شوند . پس چون به بيداء مي‌رسند ، خداوند سبحان جبرئيل را مي‌فرستد و مي‌فرمايد : اى جبرئيل ! برو و نابودشان كن ، او هم با پا بر آن زمين ضربه مي‌زند و خداوند آنان را به زمين فرو مي‌برد . اين سخن خداى عزوجل در سوره‌ى سبأ است : وَلَوْ تَرَى إِذْ فَزِعُوا فَلا فَوْتَ وَأُخِذُوا مِنْ مَكَانٍ قَرِيب . تنها دو نفر از آنان - يكى بشير و ديگرى نذير - كه از جهينه هستند نجات مي‌يابند ، و اين سخن از اينجا ناشى مي‌شود : خبر يقينى نزد جهينه است . » ( 2 ) الفتن 1 / 329 از حضرت علي ( عليه السلام ) نقل مي‌كند : « هنگامى كه لشكر در طلب كسانى كه به سوى مكه رفته‌اند در بيابان فرود آيند ، به زمين فرو رفته هلاك خواهند شد ، و اين سخن

هامش
( 1 ) . سوره‌ى سبأ / 51
( 2 ) . و نيز كشاف 3 / 467 ، تذكره‌ى قرطبى 2 / 693 ، تفسير قرطبى 14 / 314 ، عقد الدرر / 74 ، نوادر الاخبار / 257 ، الاستيعاب 3 / 928 ، تفسير ابو الفتوح 9 / 226 و مجمع البيان 4 / 398