تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 488

مساهمون:

ص٤٨٨

جويند ؟ آن زمان است كه جداسازي ، آزموده و غربال مي‌شويد و آن هنگام است كه در ابتداى روز دو شمشير درگير مي‌شوند و حكومتى به هم مي‌رسد ، ولى در آخر روز قتل و خلع واقع مي‌شود . » غيبت نعمانى / 208 از ابراهيم بن هلال : « به امام كاظم ( عليه السلام ) گفتم : فدايت شوم ، پدرم بر اعتقاد به امامت از دنيا رفت ، من نيز به سنّى رسيده‌ام كه خود مشاهده مي‌كنيد ، حال آيا مي‌ميرم و مرا خبر نمي‌دهيد ؟ ! ايشان فرمودند : اى ابو اسحاق ! تو شتاب مي‌كني ، عرض كردم : آري ، به خدا شتاب مي‌كنم ، چرا شتاب نكنم در حالى كه - همان سان كه مي‌بينيد - سنّم بالا رفته است ؟ حضرت فرمودند : اى ابو اسحاق ! بدان ، به خدا سوگند آن امر واقع نخواهد شد تا آنكه جداسازى و آزموده شويد و تنها اقل از شما باقى مانند و دست خود را تكان دادند . » غيبت شيخ طوسى / 204 از ابن ابى نصر نقل مي‌كند : « امام كاظم ( عليه السلام ) فرمودند : به خدا سوگند آنچه ديدگانتان را به سوى آن دوخته‌ايد [ و انتظارش را مي‌كشيد ] واقع نخواهد شد تا آنكه جداسازى و امتحان شويد ، تا بدانجا كه تنها اقل از شما باقى مانند ، آنگاه اين آيه را تلاوت كردند : أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تُتْرَكُوا وَلَمَّا يَعْلَمِ اللهُ الَّذِينَ جَاهَدُوا مِنْكُمْ ( 1 ) . . . وَيعلَمَ الصّابِرينَ ، ( 2 ) آيا پنداشته‌ايد كه به خود واگذار مي‌شويد و خداوند كسانى را كه از ميان شما جهاد كرده‌اند ، معلوم نمي‌دارد . . . و شكيبايان را معلوم بدارد . » تفسير عياشى 2 / 215 از ايوب بن نوح نقل مي‌كند : « در مدينه در حضور امام هادي ( عليه السلام ) ايستاده بودم كه ايشان بدون آنكه سؤالى بپرسم خود ابتدا به سخن كرده فرمودند : اى ايوب ! خداوند هيچ پيامبرى را به پيامبرى نگرفت مگر بعد از آنكه در سه مطلب از او [ اقرار ] بگيرد ؛ گواهى به لا إله إلا الله ، كنار گذاردن همانندانى كه در برابر خدا قرار مي‌دهند و اينكه خداوند مشيت دارد و هر آنچه را بخواهد مقدّم مي‌دارد و هر آنچه را بخواهد تأخير مي‌اندازد . بدان ، هنگامى كه ميان آنان اختلاف افتاد پيوسته ادامه خواهد داشت ، تا آنكه صاحب

هامش
( 1 ) . سوره‌ى توبه / 16
( 2 ) . سوره‌ى آل عمران / 142