تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
در اين امر به تفصيل آگاه است ، اين اشكال نيز چنين پاسخ داده مي‌شود . علاوه بر آنكه ظهور در زمانى كه مي‌داند موجب فساد است و منجرّ به صلاح نمي‌گردد معنا ندارد . ظهور تنها هنگامى حكيمانه و صواب است كه به صلاح بيانجامد . اگر امام ( عليه السلام ) بداند كه در ظهور او صلاح در دين است - حال چه با بقاى خود در عالم ، و چه با از ميان رفتن خود و تمامى شيعيان و انصارش - ديده بر هم نهادنى درنگ نمي‌كند و به رضايت خداوند جليل شتاب مي‌ورزد ، و ليكن دليل بر عصمت بيانگر آن است كه ايشان آگاه است كه اگر اين زمان ظهور نمايد چنين مقصودى رخ نخواهد داد و اوضاع باز خواهد گشت ، و اين آگاهى بر اساس عهد نبوى و راهنمايي‌هايى است كه ايشان با خود دارند . او گفت : قسم به جانم كه اين پاسخ‌ها بر اساس اصول اماميه صحيح است و كسى كه اين اصول را قبول دارد [ بايد اين پاسخ‌ها را بپذيرد ، زيرا ] با نزاع در آن نتيجه‌اى نخواهد گرفت . » نگارنده : شايد جواب شيخ مفيد ( رحمه الله ) در راستاى مبانى آن شخص بوده است و مقصودشان اين نيست كه امام ( عليه السلام ) زمان ظهورشان را مشخّص مي‌كند و در انتظار يارانش به سر مي‌برد ، زيرا خداى متعال است كه هنگام ظهور را تعيين مي‌كند و احاديث بسيارى در اين مطلب صراحت دارد و در آنها آمده است كه به ايشان اذن داده مي‌شود ، آنگاه دعا مي‌كند و ظهورش را مي‌آغازد . از اين رو جواب صحيح‌تر آن است كه شيخ صدوق ( رحمه الله ) روايت مي‌كند ، ايشان در امالى / 539 جريانى را نقل مي‌كند كه خلاصه‌اش چنين است : « شخصى محزون نزد امام زين العابدين ( عليه السلام ) آمد و از تنگدستى و بدهكاريى كه بر او گران آمده گله كرد . امام ( عليه السلام ) مالى در اختيار نداشتند ، زيرا وليد اموالشان را مصادره كرده بود . لذا دو قرص نانى كه قوت روزشان بود به او دادند ، و فرمان دادند كه به بازار رود و با آن دو چيزى بخرد . او هم رفت و دو ماهى نامرغوب خريد و دو گوهر ثمين درون آنها يافت . او آن دو گوهر را به مال بسيارى فروخت و دين خود را ادا كرد ، و بعد از آن حالش نيكو شد . برخى مخالفين گفتند : چقدر دوگانگي ، على بن الحسين نمي‌تواند فقر را از خود دور كند ولى اين شخص را بدين سان بي‌نياز مي‌كند ! چگونه چنين مي‌شود ؟ !