آنان را بگيرد ، و كارى از دست آنان برنيايد ؟ او چون وارد مدينه شود محمد بن شجرى را به شيوهى يوسف اخراج كند . آنگاه به كوفه ميآيد و مدّتى طولانى كه خدا ميخواهد در آن درنگ ميكند تا بر آن غالب آيد . سپس به همراه يارانش به عذراء ( 1 ) ميآيد و اين در حالى است كه مردم بسيارى به او پيوستهاند . سفيانى در آن زمان در رمله به سر ميبرد . دو لشكر در روز ابدال با يكديگر برخورد ميكنند . مردمى از شيعيان آل محمد كه با سفيانى بودهاند [ از لشكر او ] بيرون ميآيند ، و گروهى از پيروان سفيانى كه با خاندان پيامبر بودند به سفيانى ملحق ميگردند ، و هركسى به پرچم خود ميپيوندد . اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) ميفرمايند : آن روز سفيانى و يارانش كشته ميشوند به طورى كه حتّى خبر رسانى از آنها باقى نميماند ( 2 ) ، و زيانكار كسى است كه از غنيمت [ بنى ] كلب بهرهاى نبرد . آنگاه به كوفه ميآيد و در آن منزل ميگزيند . تمام بردههاى مسلمان را خريدارى و آزاد ميكند ، دين تمام بدهكاران را ادا مينمايد ، حقّ همهى حق داران را ميستاند ، هيچ عبدى را نميكشد مگر آنكه قيمت آن را به عنوان ديه به صاحبان آن ميپردازد ، و كسى كشته نميشود مگر آنكه دينش را ادا ميكند و خانوادهاش را در عطايا [ به ديگران ] ملحق ميكند ، و تا آنجا پيش ميرود كه زمين را از عدل و داد پر ميكند ، همان گونه كه از ستم و جور و عدوان آكنده شده است . او و خانوادهاش در رحبه [ ى كوفه ] كه منزل نوح ( عليه السلام ) بوده و مكانى پاك است سكنى ميگزينند ، مردان خاندان پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) تنها در مناطقى پاك ساكن ميشوند و يا به شهادت ميرسند ، اينان جانشينانى پاكند . » ( 3 )
فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 414
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٤١٤
هامش
( 1 ) . منطقهاى در شام يا نزديكى آن
( 2 ) . چند سطر پيش گذشت كه تنها خبر رسان آنان باقى ميماند ، لكن آن عبارت به فرو رفتن لشكريان سفيانى در بيداء مربوط ميشد ، و آنچه در اينجا آمده به نبرد با خود سفيانى مربوط ميشود . م
( 3 ) . ر . ك به تفسير عياشى 1 / 244 و 2 / 261 ، غيبت نعمانى / 279 - با چند سند - ، اختصاص / 255 ، ارشاد / 359 ، غيبت شيخ طوسى / 269 ، اعلام الورى / 427 ، الخرائج و الجرائح 3 / 1156 ، عقد الدرر / 49 ، منتخب الانوار / 33 ، اثبات الهداة 3 / 548 و بحار الانوار 51 / 56 و 52 / 212