شمشير را به فرزندان زن مخزومي ( 1 ) بسپار ، و بيش از اين براى تو آشكار نخواهد شد ، يكى از اين شمشيرها براى توست كه از دستت سقوط ميكند و ديگر اثرى از آن نخواهى يافت ، تنها [ همين را بدان كه ] كوه كذا و كذا آن را در خود مخفى ميكند و از علائم قائم آل محمد خواهد بود . عبدالمطلب بيدار شد و در حالى كه شمشيرها را بر گردنش گذارده بود ، به يكى از مناطق مكه رفت ، كه يكباره يكى از شمشيرها كه نازكترين آنها بود گم شد ، و از همانجا بيرون خواهد آمد . . . ما [ اهلبيت ] ميگوييم : شمشيرى از شمشيرهاى ما در دست غير ما نميافتد مگر آنكه ذغال شود ، مگر كسى كه به وسيلهى آن در كنار ما يارى رساند . يكى از آن شمشيرها در ناحيهاى قرار دارد و همچنانكه مار [ از لانه ] بيرون ميآيد ، به اندازهى يك ذراع و يا نزديك به آن خارج ميشود ، و زمين چند بار براى آن روشن ميگردد ، آنگاه پنهان خواهد شد . چون شب فرا رسد ، دوباره چنين خواهد شد ، و همين طور خواهد بود تا آنكه صاحب آن بيايد . و اگر من بخواهم ميتوانم مكان آن را بگويم ، اما بر شما ميهراسم كه بگويم آنجا كجاست ، شما هم آن را بازگو كنيد و مكان آن تغيير يابد . »
فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 309
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٣٠٩
در اين رابطه روايتى صحيح السند وجود دارد كه در فصل سفيانى خواهد آمد . آن روايت دلالت دارد كه فرزندان اميرالمؤمنين و صديقهى طاهره ( عليهما السلام ) با وجود اختلافات اعتقاديشان ، از سرتاسر عالم بر گرد امام مهدي ( عليه السلام ) اجتماع خواهند نمود و بر تأييد و پيروى از ايشان اتفاق خواهند داشت و اين مطلبى است كه با وجود كثرت و پراكندگى اولاد
امام حسن و امامحسين ( عليهما السلام ) سابقه نداشته است .
كافى 8 / 264 از امام صادق ( عليه السلام ) نقل ميكند : « اگر كسى از ما به سراغ شما آمد ، ببينيد كه براى چه قيام ميكنيد ؟ . . . تنها با كسى [ قيام كنيد ] كه بنى فاطمه بر او گرد آمدهاند كه به
هامش
( 1 ) . همسر عبدالمطلب ( عليه السلام )