تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦

بشارت امام حسين ( عليه السلام ) به نهمين فرزندش امام مهدى ( عجل الله تعالى فرجه الشريف )

كمال الدين 1 / 317 از امام‌حسين ( عليه السلام ) نقل مي‌كند كه فرمودند : « قائم اين امت ، نهمين فرزند از فرزندان من است . اوست كه غيبت مي‌كند و هموست كه زنده است و ميراثش تقسيم مي‌شود . » ( 1 ) كفاية الاثر / 232 از يحيى بن نعمان نقل مي‌كند : « در حضور امام‌حسين ( عليه السلام ) بودم كه مردى عرب كه نقاب بر چهره داشت و بسيار گندمگون بود ، وارد شد و گفت : اى پسر رسول‌خدا ! سؤالى دارم ، حضرت فرمودند : بپرس . او گفت : چقدر بين ايمان و يقين فاصله است ؟ ايشان فرمودند : چهار انگشت ، گفت : چسان ؟ فرمودند : ايمان آن چيزى است كه شنيده‌ايم و يقين آن است كه ديده‌ايم و ميان شنيدن و ديدن چهار انگشت فاصله است . ( 2 ) او دوباره سؤال كرد : فاصله‌ى ميان آسمان و زمين چه مقدار است ؟ امام ( عليه السلام ) پاسخ دادند : يك دعاى مستجاب . او گفت : بين مشرق و مغرب چطور ؟ فرمودند : يك روز مسير خورشيد . پرسيد : عزت انسان به چيست ؟ ايشان فرمودند : بي‌نيازى از مردم . سؤال كرد : زشت‌ترين چيز چيست ؟ امام ( عليه السلام ) فرمودند : فسق پيرمرد ، خشم سلطان ، دروغ كسى كه شرافت خانوادگى دارد ، بخل غنى و حرص در عالم قبيح است . عرض كرد : اى پسر رسول‌خدا ! درست فرموديد . حال بفرماييد : امامان پس از پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) چه تعدادند ؟ فرمود : دوازده نفر به تعداد نقباى بني‌اسرائيل . گفت : آنان را نام ببريد . امام ( عليه السلام ) مدتى طولانى سر به زير انداختند و بعد سر را بالا آورده فرمودند : آرى به تو خبر مي‌دهم ، اى برادر عرب ! همانا امام و خليفه‌ى پس از رسول‌خدا ( صلى الله عليه وآله ) اميرالمؤمنين علي ( عليه السلام ) و حسن و من و نُه تن از فرزندان من هستيم ، آنان على پسر من ، پس از او پسرش محمد ، بعد از او فرزندش جعفر ، در پى او پسرش موسي ، به دنبال او فرزندش علي ، پس از او فرزندش محمد ، بعد از او پسرش علي ، در پى او پسرش حسن و پس از او جانشين او مهدى - كه نهمين تن از نسل من

هامش
( 1 ) . از همين منبع اعلام الورى / 401 ، العدد القوية / 71 ، الصراط المستقيم 2 / 129 ، اثبات الهداة 3 / 465 ، بحار الانوار 51 / 133 و . . .
( 2 ) . امام حسن مجتبي ( عليه السلام ) در پاسخ همين سؤال به اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) عرضه داشتند : زيرا ايمان آن است كه با گوشمان شنيده‌ايم و با دل‌هايمان تصديق كرده‌ايم ، ولى يقين آن است كه با چشم ديده‌ايم و به وسيله‌ى آن بر آنچه از ما پوشيده است استدلال مي‌كنيم ، ر . ك به مشكاة الانوار / 15 . م