اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) نسبت به حضرت مهدى ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) يازدهمين فرزند خود ، بشارت ميدهد
كافى 1 / 338 از اصبغ بن نباته نقل مىكند : « حضور حضرت امير ( عليه السلام ) رسيدم و ايشان را ديدم كه متفكرانه با چوبى بر زمين مى زند ، عرضه داشتم : يا اميرالمؤمنين ! چه شده كه شما را چنين مى بينم ، با حالت تفكر بر زمين مى زنيد ؟ آيا به خلافت رغبت داريد ؟ فرمودند : نه ، به خدا سوگند كه هيچ روزى نه در خلافت و نه در دنيا رغبت نداشتم ، ولى در مولودى انديشيدم كه از نسل من و يازدهمين فرزندم خواهد بود ، او همان مهدى است كه زمين را از عدل و داد ميآكند ، همچنانكه از ستم و جور پر شده است . براى او غيبت و حيرتى خواهد بود كه گروههايى در آن گمراه شده و گروههايى ديگر رهنمون ميشوند . گفتم : يا اميرالمؤمنين ! اين حيرت و غيبت چقدر به طول ميانجامد ؟ فرمودند : مدّتي . گفتم : آيا چنين خواهد شد ؟ فرمود : آري ، همان سان [ و با همان قاطعيت ] كه تو آفريده شدهاي ، و چگونه تو - اى اصبغ ! - آن را درك كني ؟ آنان بهترينهاى اين امتند كه با ابرار اين عترت خواهند بود . پرسيدم : پس از آن چه خواهد بود ؟ ايشان فرمودند : آنگاه خداوند هر آنچه را بخواهد انجام خواهد داد ، چرا كه او بداءها ، ارادهها ، غايات و نهاياتى دارد . » ( 1 ) در نقل اثبات الوصية / 229 چنين آمده است : « براى او غيبت و در امر او حيرتى است . . . و هنگامى كه واسطهى بين او و شيعيان ما مفقود شود [ و دوران غيبت صغرى كه چهار تن