تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤

دانشوران بد كردار ، پيروان پيشوايان گمراه كننده !

شيعه و سنى احاديثى روايت كرده‌اند درباره‌ى اينكه اين امت علاوه بر حاكمان جور ، به عالمانى بد كردار نيز مبتلا مي‌شود كه به توجيه اعمال حكام مي‌پردازند ! و لذا احاديثى كه در مورد آنان است را مي‌توان يكى از فروع احاديث پيرامون رهبران ضلالت به حساب آورد . بعضى سنيان در صدد بر آمده‌اند تا زمان اين عالمان را با فاصله از دوران صحابه ، و در آخرالزمان و يا نزديكي‌هاى قيامت جلوه دهند ! و ليكن برخى احاديث زمان آن را بلافاصله پس از پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) مي‌داند و دلالت دارد كه اين بلا ، تا ظهور امام مهدى ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) ادامه دارد . به علاوه آنكه تعدادى از صحابه بر اين باور بودند كه عصر آنان آخرالزمان است . آنان مي‌پنداشتند كه اين سخن رسول‌خدا ( صلى الله عليه وآله ) : « من و قيامت ، به مانند اين دو مبعوث شديم ، و دو انگشت خود را كنار هم قرار دادند » ( 1 ) ، مي‌رساند كه آنها در قرن قيامت هستند . به علاوه آنان از اينكه پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) به پيامبر آخرالزمان موصوف است ( 2 ) نيز چنين برداشتى داشتند . صحيح آن است كه آخرالزمان عنوانى نسبى است و قابليت آن را دارد كه بر روزگار پس از رسول‌خدا ( صلى الله عليه وآله ) اطلاق شود ، حال يا تمام اعصار پس از آن حضرت و يا بعضى از آنها . از اين رو صحيح است كه عالمان آن دوران نيز عالمان آخرالزمان ناميده شوند . احاديثى كه در مذمت آنان است ، فراوان مي‌باشد ولى آنچه در اينجا مدّ نظر است ، آنهايى است كه به ظهور حضرت مهدى ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) ارتباط دارد . در مجمع الزوائد 5 / 233 از معاذ بن جبل از رسول‌خدا ( صلى الله عليه وآله ) آمده است : « قيامت برپا نخواهد شد ، مگر وقتى كه اميرانى دروغگو ، وزيرانى بدكردار ، امينان خيانتكار و قاريان فاسقى كه زى آنان زى راهبان است ولى هيچ گونه ورع و تقوايى ندارند ، ظاهر شوند . پس خداوند آنان را به فتنه‌اى تاريك و ظلمانى - كه در آن مانند به تاريكى درافتادن يهوديان ، در مي‌افتند - دچار مي‌كند . هيثمى در ادامه مي‌نويسد : بزارآن را روايت كرده و يكى از راويان آن حبيب بن عمران كلاعى است كه من او را نمي‌شناسم ، اما بقيه‌ى راويان ، راويان صحيح‌اند . »

هامش
( 1 ) . بخارى 6 / 177
( 2 ) . ر . ك به كمال الدين / 190