و اهلبيتم شايستهترند . »
همو در 6 / 323 چنين روايت ميكند : « رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) به فاطمه فرمودند : همسر و دو پسرت را بياور ، فاطمه هم آنها را آورد ، پيامبر روى آنها عبايى فدكى انداخت ، آنگاه دستش را بر آنان نهاد و عرض كرد : خدايا ! اينان آل محمدند ، صلوات و بركات خود را بر محمد و آل محمد قرار ده ، كه تو ستوده و والايي .
ام سلمه ميگويد : عبا را بالا زدم تا در ميان آنان داخل شوم ، پيامبر آن را از دستم كشيد
و فرمود : تو در راه خيري . »
پس اينان كه عترت پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) هستند ، مقصود از اهلبيت ميباشند .
بنابراين به ناچار بايد گفت كه در حديث ، افتادگى وجود دارد ، زيرا معناى آن تنها در صورتى صحيح است كه بگوييم مراد از پنجمين و هفتمين ، پنجمين و هفتمين تن از امامان ربانى دوازدهگانه ( عليهم السلام ) از عترت پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) هستند ، همان كسانى كه ايشان در حجةالوداع در خطبهى عرفات ، امت را به آنها بشارت داد و اولين آنها اميرالمؤمنين علي ( عليه السلام ) و آخرين آنان حضرت مهدى ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) است . لذا اين حديث در اثر تحريف نمودن احاديث منابع ما به وجود آمده است .
فتنهى عقيدتي ، پس از فقدان فرزند پنجم از فرزندان هفتمين
خزاز قمي ( رحمه الله ) در كفاية الاثر / 156 از محمد بن حنفيه از حضرت امير ( عليه السلام ) روايت ميكند : « رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) در حديثى طولانى دربارهى فضيلت اهلبيت ( عليهم السلام ) فرمودند : يا علي ! . . . پس از من فتنهاى رميده و سخت خواهد بود كه نزديكترين دوستان و ياران انسان ، همه كنار ميزنند . اين ، زمانى خواهد بود كه شيعيانِ تو ، به پنجمين فرزند از هفتمين فرزندت دست نيابند . زمينيان و آسمانيان از نبود او محزون ميشوند و چه بسيار مرد و زن با ايمانى كه در نبود او متأسف ، اندوهگين و حيرانند !
آنگاه مدتى طولانى سر را به زير افكندند ، و سپس بالا آورده فرمودند : پدر و مادرم فداى كسى كه همنام و شبيه من و شبيه موسى بن عمران است . جامههاى نور در بر دارد كه از پرتو قدس ميدرخشد . گويا شيعيان را ميبينم كه در اوج نااميدى به سر ميبرند ، آنگاه ندايى