صحت آنها را نميدانيم . ( 1 ) 4 . يگانه حديثى كه در منابع ما دربارهى گنج كعبه يافت ميشود ، آن است كه حميرى در قرب الاسناد / 82 از امام باقر از پدرانش ( عليهم السلام ) نقل ميكند كه رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) فرمود : « تا وقتى كه حبشيان به شما كارى ندارند ، آنها را به حال خود رها كنيد . سوگند به خدايى كه جانم در دست اوست ، گنج كعبه را جز ذو السويقتين بيرون نميآورد . » مسند احمد 5 / 371 اين روايت را از ابو امامه از مردى چنين نقل ميكند : « شنيدم رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) ميفرمود : تا وقتى حبشيها به شما كارى ندارند ، آنها را به حال خود واگذاريد ، زيرا گنج كعبه را جز ذو السويقتين حبشي ، بيرون نميآورد . » ( 2 ) نگارنده : حديث گنج كعبه ، از موضوع ما خارج است ، چون ارتباط صريحى به حضرت مهدى ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) ندارد . به علاوه آنكه تمسك بدان صحيح نيست ، چرا كه با پندارهاى كعبالاحبار مبنى بر ويرانى كعبه موافقت دارد ! اما حديث گنج فرات و كوه طلايى كه در آن پديدار ميگردد را عبدالرزاق در المصنف 11 / 382 از ابوهريره روايت كرده است ، وى ميگويد : رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) فرمود : « فرات كوهى از طلا را نمايان ميكند و مردم بر سر تصاحب آن ميجنگند و از هر صد نفر ، نود نفر - و يا فرمود : نود و نه نفر - كشته ميشوند ، كه همه خود را اهل نجات ميديدند . » ! ( 3 ) الفتن ابنحماد 1 / 57 از عبدالله بن زرير غافقى چنين نقل ميكند : « شنيدم حضرت علي ( عليه السلام ) ميفرمود : چهار فتنه خواهد بود : فتنهى سرّاء ، فتنهى ضرّاء ، فتنه كذا و از معدن طلا ياد كردند ، آنگاه مردى از عترت پيامبر قيام ميكند و خداوند به دست وى امور مردم را اصلاح مينمايد . » ( 4 ) همان 1 / 239 چنين آورده است : « فرات كوهى از طلا و نقره را نمايان ميكند كه براى رسيدن به آن ، از هر نه نفر ، هفت نفر كشته ميشوند . اگر آن را درك كرديد ، بدان نزديك نشويد .
فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 181
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص١٨١
هامش
( 1 ) . ر . ك به تاريخ الطبرى 2 / 36 ، سيره ابن هشام 1 / 124 و سبل الهدى 10 / 190
( 2 ) . و نيز سنن نسائى 9 / 176 ، سنن ابو داود 2 / 316 ، مستدرك 4 / 453 - و آن را صحيح ميشمارد -
و مجمع الزوائد 5 / 303 - و آن را توثيق ميكند - .
( 3 ) . و نيز ر . ك به مسند احمد 2 / 261
( 4 ) . و نيز عقد الدرر / 57 از ابنحماد ، الحاوى سيوطى 2 / 67 - وى روايت را بنابر شرط مسلم صحيح دانسته -
و جمع الجوامع 2 / 30