زيادى آنجا ميماند . چندى بعد اعلان مسلمانى كرد ، پس عمر از او خواست كه در مدينه بماند و گفت : « چه مانعى دارد كه در مدينه كه محل هجرت رسولخدا و آرامگاه اوست ، سكونت كني ؟ كعب در پاسخ گفت : در كتاب خدا چنين يافتهام كه شام ، گنج خدا روى زمين است و بهترين بندگانش در آنجا هستند . » ! ( 1 ) 3 . در الفتن ابنحماد 1 / 236 از كعب آمده است : « سرِ زمين ، شام و دو طرف آن است ، نه مصر و عراق و نه ذنباء [ دُم ] - يعنى حجاز - ، باز بر آن دم ، فضله مياندازد . » ! نگارنده : اين يهودى خبيث ، حجاز و مصر و عراق را اينچنين نكوهش ميكند ! شگفتا كه راويان دستگاه خلافت و عالمان مذاهب سنى كه از جمله آنان عراقيان و حجازيانند ، اين روايت را نقل كرده و پذيرفتهاند ! ( 2 ) اگرچه در برخى روايات نيز بدين صورت آمده كه سرِ زمين ، شام است ، دو بال آن مصر و عراق و دم آن حجاز ، و ليكن نكتهى شايان تأمل آن است كه دم وصفى ثابت براى حجاز ، عنوان شده است ! 4 . سيوطى در الدرالمنثور 1 / 136 به نقل از كعب مينويسد : « قيامت برپا نميشود مگر پس از آنكه بيت الحرام را به بيتالمقدس برند ، سپس آن دو به همراه كسانى كه داخل آنها هستند ، به بهشت ميروند . عرضه و حسابرسى اعمال هم در بيتالمقدس خواهد بود . » ! مرحوم كلينى در كافى 4 / 239 از زراره چنين نقل ميكند : « در كنار امام باقر ( عليه السلام ) نشسته بودم . امام جامهشان را به خود پيچيده بودند و رو به كعبه داشتند ، آنگاه فرمودند : بدان ، نگاه به كعبه عبادت است . در اين هنگام مردى از قبيلهى بجيله به نام عاصم بن عمر آمد و گفت : كعب الاحبار ميگويد : كعبه هر صبح به بيتالمقدس سجده ميكند !
فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 139
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص١٣٩
هامش
( 1 ) . تاريخ مدينة دمشق 1 / 122
( 2 ) . مشابه آن را الدرالمنثور 3 / 113 از وهب بن منبه كه شاگرد كعبالاحبار است ، نقل ميكند .