بدى پاسخ نميدهد ، بلكه ميبخشد و در ميگذرد . . . در مكه زاده شده ، به طيبه [ مدينه ] مهاجرت ميكند و حكومتش در شام است . » عبارت « حكومتش در شام است » توسط خود كعب اضافه شده است كه برخى منابع سنى نيز بدان تصريح ميكند . فتح البارى 8 / 450 مينويسد : « روايت كعب عبارتى افزون دارد : زادگاهش مكه ، محل هجرتش طيبه و حكومتش در شام است . » اين كار يهوديگرانه بابت آن است كه خلافت ، براى بنياميه كه مورد حمايت يهوديان بودند ، در شام تثبيت گردد و از حجاز و عراق دور شود ، زيرا اهالى اين دو سرزمين بر خلاف شاميان هواخواه يهود نبودند . با اين وجود ، بيشتر منابع اهلسنت اين عبارت افزوده شده را روايت كرده و آن را صحيح دانستهاند ! ( 1 ) به علاوه راويان وابسته به دربار خلفاء ، يهودى ديگرى به نام « جريجره » را نيز يافتند كه گفتههاى كعب را تأييد ميكند ، لذا خدا را بر اين نعمت شكر كرده و به نقل آن پرداختند ! ( 2 ) بنابراين معلوم ميشود كه اين يهوديان بودند كه برنامه ريزى انتقال پايتخت اسلام به شام را بر عهده داشتند و آن را جايگزين حجاز و عراق كردند . از اين رو معاويه از عثمان خواست كه به شام بيايد تا مهمان وى شود و پس از خود ، زمام امور را به او بسپارد ، چنانكه ابوبكر به عمر سپرد ! ( 3 ) 2 . كعب الاحبار خاخامى يهودى بود كه از يمن به مدينه آمد ، پس عمر به استقبال او رفت و احترامى درخور پيامبران به او گذاشت . وى كعب را مشاور فرهنگى خود قرار داد و در مجالس مقدّم ميداشت . كعب بر كيش يهود باقى بود و در حمص سكنى گزيد ، او به مدينه رفت و آمد ميكرد و مدت
فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 138
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص١٣٨
هامش
( 1 ) . ر . ك به الطبقات الكبرى 1 / 360 ، حلية الاولياء 5 / 387 ، تفسير بغوى 2 / 205 ، الخصائص سيوطى 1 / 19 ، فيض القدير 3 / 768 ، دلائل النبوة اصبهانى 4 / 1332 ، تفسير ابن كثير 4 / 383 ، الدرالمنثور 3 / 132 ، تاريخ مدينة دمشق 1 / 186 و . . .
( 2 ) . ر . ك به المستدرك 2 / 622 ، تاريخ مدينة دمشق 1 / 184 ، الخصائص سيوطى 1 / 23
( 3 ) . ر . ك به جواهر التاريخ ج 2