تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥

گزارشاتى دروغين و تحريف شده در ستايش معاويه و اهل شام

طيالسى در مسند خود / 145 از معاوية بن قره از پدرش نقل مي‌كند كه رسول‌خدا ( صلى الله عليه وآله ) فرمود : « وقتى اهل شام تباه شوند ، ديگر خيرى ميان شما نيست . همواره گروهى از امتم خواهند بود كه [ توسّط خدا ] يارى مي‌شوند و هر كسى از ياريشان دريغ كند ضررى به آنها نخواهد زد ، تا قيامت برپا شود . » اين حديث را سعيد بن منصور ، احمد ، ابن ماجه ( 1 ) و ديگران همگى از ابى قره از رسول‌خدا ( صلى الله عليه وآله ) آورده‌اند ، ولى اثرى از اهل شام در آن نيست . اين بدان معناست كه آن قسمت براى منافع و مصالح بنى اميه ، به حديث افزوده شده است كه آن را از درجه‌ى اعتبار ساقط مي‌كند . مسند احمد 4 / 429 از عمران بن حصين آورده است كه رسول‌خدا ( صلى الله عليه وآله ) فرمود : « پيوسته گروهى از امتم بر حق هستند و بر كسانى كه با آنان مخالفت كنند ، پيروز مي‌شوند تا امر خداوند تبارك و تعالى فرا رسد و عيسى بن مريم ( عليه السلام ) از آسمان فرود آيد . » ( 2 ) ابن عساكر در التهذيب 1 / 56 مي‌نويسد : « ابو عمرو مي‌گويد : اين حديث را براى قتاده گفتم ، او گفت : من آنها را جز اهل شام نمي‌دانم . » ! بعدها تفسير قتاده ، در حلية الاولياء به حديثى نبوى تبديل شد ! حلية الاولياء 9 / 307 از ابو هريره از پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) مي‌آورد : « گروهى از امتم بر امر خدا استوار خواهند بود و مخالفان نمي‌توانند زيانى به آنها برسانند . آنها با دشمنان خود مي‌جنگند و هرگاه جنگى تمام شود ، نبرد با قومى ديگر آغاز مي‌شود . خداوند اقوامى را بالا مي‌برد و بر ديگران برترى مي‌دهد ، تا قيامت بر ايشان فرا رسد . سپس رسول‌خدا ( صلى الله عليه وآله ) افزود : آنها اهالى شام هستند . » ! مسند الشاميين طبرانى 1 / 56 مشابه آن را از جرشى آورده است ، در پاره‌اى از آن آمده است : « اسب‌ها تا روز قيامت پر از خير و بركتند و خانه و سراى مؤمنان در سرزمين شام است . » ! ( 3 ) بدين ترتيب روشن مي‌شود كه راويان ، نام اهل شام را از زبان پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) به حديث افزوده‌اند !

هامش
( 1 ) . سنن سعيد بن منصور 2 / 145 ، مسند احمد 3 / 436 ، سنن ابن ماجه 1 / 54
( 2 ) . و نيز التاريخ الكبير بخارى 5 / 451 .
( 3 ) . و نيز ر . ك به مسند الشاميين جماز 1 / 191 ، المعجم الكبير 7 / 61 ، سنن ابن ماجه 2 / 1369 و المستدرك 4 / 548 ، - حاكم آن را بنابر شرط بخاري ، صحيح دانسته است - .