احاديث سنيان دربارهى گروه ظفرمند يا منصور
نخست احاديثى را ميآوريم كه اين گروه را گروه پيروز وصف كرده است ، اما بيان نكرده كه علت پيروزى آنان چيست ، حجت و برهان يا نبرد و پيكار ، لذا ممكن است به هريك تفسير شود . در مسند طيالسى / 9 به نقل از سليمان بن ربيع عدوى آمده است : « به عمر گفتيم : عبداللهبنعمرو چنين و چنان برايمان گفت . عمر گفت : وى بهتر ميداند چه ميگويد و اين سخن را سه بار تكرار كرد . پس بانگ نماز جماعت سردادند و مردم جمع شدند . عمر هم سخنرانى كرد و گفت : از رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) شنيدم : پيوسته گروهى از امتم بر حقاند ، تا آنكه امر الهى فرا رسد . » سنن سعيد بن منصور 2 / 144 اين روايت را با اندكى تفاوت از ثوبان آورده است : « پيوسته گروهى از امتم در راه حق چيره ميشوند و اگر كسى ياريشان نكند ، زيانى به آنها نخواهد رسانيد . » ( 1 ) مسلم در صحيح خود 6 / 54 از عقبة بن عامر آورده است كه رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) فرمود : « همواره گروهى از امتم به فرمان خدا جهاد ميكنند و بر دشمنانشان چيره ميشوند . كسانى كه با ايشان مخالفت نمايند ، ضررى به آنها نميرسانند ، آنان بر همين حالتاند تا آنكه قيامت فرا رسد . عبداللهبنعمرو عاص [ كه در مجلس حاضر بود ] گفت : آري ، سپس خداوند نسيمى ميفرستد كه بويش چون مشك است و مانند حرير نرم و لطيف نوازش ميدهد . هر كسى را كه مثقالى ايمان در دل داشته باشد ، قبض روح ميكند . پس از آنان ، مردم شرور ميمانند كه قيامت بر آنان برپا ميشود . » ملاحظه ميشود كه عبداللهبنعمرو سخنى از نبرد و جهاد نميگويد و امر الهى را به قيامت تفسير ميكند . اين همان ايده و باورى است كه استاد او كعبالاحبار دارد و چنين نتيجه ميدهد كه قيامت چند سالى پس از فتح قسطنطنيه است !