تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 1211

مساهمون:

ص١٢١١
است كه عقل در قبال آن تسليم گردد ، و يا معجزه‌اى كه سرها در برابر آن فرود آيد ، امام كاظم ( عليه السلام ) مي‌فرمايد : خدا دو حجت بر مردمان دارد ؛ حجتى آشكار و حجتى نهان ، آشكار رسولان ، پيامبران و امامان ( عليهم السلام ) هستند ، و نهان خِردها . ديگر بار سكوت اختيار كرد و پس از مدتى برخاست و رفت . . .

خود را پسر امام عصر ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) مي‌داند ، و شعار او ستاره‌ى اسرائيل است !

عراق پس از سقوط صدام جنايتكار ، نه حركت منحرف را به چشم ديده كه مهمترين آنها دو مورد است ؛ جند السماء با فرماندهى كرعاوى مدعى مهدويت . او لشكريان خود را در نزديكى نجف در لشكرگاهى مخفى گرد آورد تا بتواند نجف و كربلا را تحت سيطره در آورد و حكومتى اسلامى به رهبرى خود ترتيب دهد . لكن نيروى نظامى آنان را محاصره كرد و نبردى عظيم ميان آنان درگرفت كه به نابودى آنان و قتل مهدى موعودشان انجاميد ! حركت دوم حركت احمد اسماعيل قاطع در بصره است كه امتداد همان نهضت جند السماء و با انديشه و تأمين مالى وهابيان مي‌باشد . وى خود را احمد الحسن ناميده و پسر و وصى امام ( عليه السلام ) مي‌انگارد . او بر اين باور است كه پدرش او را پيش از خود فرستاده ، از اين رو سفير ايشان بر جهانيان است ، علاوه بر آنكه خود را يمانى موعود نيز مي‌داند ! او طى نامه‌هايى علماء اديان را به مباهله فراخواند ، وى چنين نوشت : اگر دعوت مرا اجابت نكنند ، بدانند كه خود و پيروانشان در گمراهى آشكار به سر مي‌برند ، و خداوند آنان را با عذاب و عقاب خود از ميان خواهد برد ! و نامه‌هايش را با مهر خود كه به شكل ستاره‌ى شش گوشه‌ى يهود است مهر كرد ! من شيخ عبد الحسين حلفى را نزد او در تنومه - نزديك بصره - فرستادم . ايشان هم او را شخصى حيله‌گر و نادان يافت . لذا او را به مباهله دعوت كرد و روزى را معين كردند . به اين صورت كه يكى دست ديگرى را بگيرد و به درگاه خدا دعا كنند تا باطل نابود شود و حق نجات يابد و خود را به درون شطّ العرب بياندازند . ولى احمد اسماعيل نقض قرار كرد و حاضر نشد . او بعدها پا را فراتر گذارد و درخواست كرد تمامى مراجع شيعه را حاضر كنند تا با آنان مناظره و