تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 1182

مساهمون:

ص١١٨٢
تمامى اجزاء بدن حلاج مخلوط شده بود ، و با هر قطره از خون وى كلمه‌ى الله نوشته شد ! وى در 16 / 214 حلاج را در ادعاى الوهيت معذور مي‌شمارد ! ابن تيميه نيز وارد گود مي‌شود و راهى براى تصحيح ادعاهاى حلاج و هم پياله‌هايش ارائه مي‌كند ، او معتقد است كه خدا به فاسقان جن نيز قدرت بر انجام معجزات مي‌دهد ! در دقائق التفسير 2 / 142 مي‌نويسد : « من در قلعه‌اى در مصر محبوس بودم . شخصى از جن نزد امير كه از يارانش جدا افتاده بود رفت و خود را ابن تيميه معرفى كرد و امير هم پنداشت او ابن تيميه است . وى ملك مادرين را از اين مطلب آگاه ساخت و او شخصى را فرستاد و حقيقت را جويا شد و فهميد من از زندان بيرون نرفته‌ام ، و آن شخصى جنّى بوده دوستدار من كه همان كارى را انجام مي‌داده كه من انجام مي‌داده‌ام . هنگامى كه تركان به دمشق مي‌آمدند به اسلام دعوتشان مي‌كردم ، و چون شهادتين را مي‌گفتند به آنها غذا مي‌دادم . برخى از مردم گفتند : به چه دليل نمي‌گويى او فرشته بوده ؟ گفتم : فرشته دروغ نمي‌گويد ، اما او به دروغ خود را ابن تيميه معرفى كرده . بسيارى از مردم كسى را ديده‌اند كه خود را خضر معرفى مي‌كرده و حال آنكه جن بوده است . چنين امرى براى يهود و نصارى نيز رخ مي‌دهد ، و آنان در معبدشان كسى را مي‌بينند كه خود را خضر عنوان مي‌كند . گاه است كه خود را موسي ، عيسي ، محمد و . . . عنوان كند ، و اينها همه واقع شده ، و پيامبر فرمود : هر كه مرا در خواب ببيند ، به حق مرا ديده چون شيطان به صورت من در نمي‌آيد . . . پيروان حلاج پس از قتل او ، كسى به سراغشان مي‌آمد و خود را حلاج معرفى مي‌كرد . شيخى به نام دسوقى در مصر نيز پس از مرگش ، نامه‌هايش از او به يارانش مي‌رسيد و شخصى راستين از پيروانش يكى از آن نامه‌ها را به من نماياند و ديدم به خطّ جن است . من دست خطّ جن را بارها ديده‌ام ! همين گونه است نسبت به كسانى كه على يا محمد بن الحنفيه را زنده مي‌دانند ، و شخصى از جن در صورت آنها ظاهر مي‌شده است ! منتظَر رافضه نيز چنين است . . . ! » نگارنده : بنابر پندار ابن تيميه بايد ظلم و بيهوده‌كارى را به خدا نسبت داد ، چرا كه وى