تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 1179

مساهمون:

ص١١٧٩

اين شخص باقى بماند شريعت را ديگرگون مي‌كند ، و مردمانى را از دين بر مي‌گرداند كه به از بين رفتن حكومتتان منجر خواهد شد ، پس بگذاريد او را بكشم ، اگر مشكلى براى شما پيش آمد مرا به قتل برسانيد . پس فرمان قتل او را صادر كرد و همان روز او را كشتند . . . در خانه‌ى او نامه‌هايى پيدا كردند كه از جانب دعوتگران وى از اطراف و اكناف آمده بود ، نوشته بودند : ما براى تو در هر زمينى بذرى كاشتيم كه نمو داشته باشد ، برخى او را باب امام خطاب كرده بودند ، برخى صاحب الزمان - يعنى كسى كه شيعيان منتظر او هستند - ، برخى او را صاحب ناموس اكبر يعنى پيامبر ، و برخى هم خدا ! از حلاج در اين باره سؤال كردند ، وى گفت : من اين نامه‌ها را نمي‌شناسم ، آنها را بر ضدّ من ساخته‌اند . . . محمد بن اسحاق نديم هم در مورد حلاج مطالبى نقل مي‌كند و بر او هجوم مي‌آورد ، در ادامه اسامى كتب وى را مي‌نگارد : كتاب طاسين الأول ، الأحرف المحدثة و الأزلية ، ظلّ ممدود ، حمل النور و الحياة و الأرواح ، الصهور ، تفسير قل هو الله احد ، الأبد و المأبود ، خلق الإنسان و البيان ، كيد الشيطان ، سرّ العالم و المبعوث ، العدل و التوحيد ، السياسة ، علم الفناء و البقاء ، شخص الظلمات ، نور النور ، الهياكل و العالم ، المثل الأعلي ، النقطة و به دو الخلق ، القيامات ، الكبر و العظمة ، خزائن الخيرات ، موائد العارفين ، خلق خلائق القرآن ، الصدق و الإخلاص ، التوحيد ، النجم إذا هوي ، الذاريات ذرواً ، هوهو ، كيف كان و كيف يكون ، الوجود الأول ، لا كيف ، الكبريت الأحمر ، الوجود الثاني ، الكيفية و الحقيقة و كتبى ديگر . » ( 1 ) عريب بن سعد قرطبى در صلة تاريخ الطبرى / 60 مي‌نويسد : « حلاج مردى گمراه و خبيث بود . در شهرها مي‌گشت و بر جاهلان تزوير مي‌كرد . گروهى بر اين باورند كه وى به رضا از آل محمد دعوت مي‌نمود ، اما ظاهر آن است كه وى نزد سنى سنى بود ، نزد شيعى شيعى و نزد معتزلى معتزلي . او شعبده بازى مي‌كرد . تلاش مي‌كرد طب را فرا گيرد . كيميا را تجربه نمود . با تزوير

هامش
( 1 ) . ر . ك به سير الاعلام 17 / 254 و ميزان الاعتدال 1 / 548