تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 1145

مساهمون:

ص١١٤٥

ابو الحسين محمد بن جعفر اسدي ( رحمه الله ) است . ابو الحسين بن ابى جيد قمي ، از محمد بن الحسن بن وليد ، از محمد بن يحيى العطّار ، از محمد بن احمد بن يحيي ، از صالح بن ابى صالح روايت مي‌كند : در سال 290 برخى از مردم از من درخواست كرد چيزى از او دريافت كنم ، من ابا كردم و براى كسب تكليف نامه‌اى نوشتم ، پاسخ چنين آمد : محمد بن جعفر عربى در رى حضور دارد ، به او سپرده شود كه از ثقات ماست . محمد بن يعقوب كليني ، از احمد بن يوسف شاشي ، از محمد بن الحسن كاتب مروزى روايت مي‌كند : دويست دينار براى حاجز وشاء فرستادم و در اين باره به غريم ( 1 ) نامه نوشتم و پاسخ آن آمد و خبر از وصول مي‌داد . همو گفت : هزار دينار از اموال ايشان نزد من بود ، دويست دينار آن را فرستادم ، پاسخ آمد : اگر مي‌خواهى با كسى در ارتباط باشي ، با ابو الحسين اسدى در رى مرتبط باش . دو يا سه روز بعد خبر درگذشت حاجز - كه خدايش راضى باشد - آمد . وقتى اين خبر را به كاتب مروزى رساندم اندوهگين شد . به دو گفتم : اندوهگين نباش كه در اين توقيع دو نشانه براى تو ذكر شده است ؛ نخست آنكه به تو خبر داده آن مال هزار دينار است ، و دوم آنكه فرمان داده با ابو الحسين اسدى در ارتباط باشى چون از مرگ حاجز مطلع بوده است . با همين سند از ابو جعفر محمد بن على بن نوبخت : براى حج آماده شده بودم كه توقيع آمد : ما اين را خوش نداريم . پس سينه‌ام تنگ شد و اندوهگين شدم ، نامه نوشتم : من شنوا و مطيع مي‌مانم جز آنكه به جهت بازماندن از حج غمگينم . توقيع آمد : سينه‌ات تنگ نشود كه سال آينده حج خواهى گزارد . سال بعد اذن طلبيدم و صادر شد ، نوشتم : من محمد بن عباس را - كه به ديانت و صيانتش وثوق دارم - براى مصاحبت در حج برگزيدم ، جواب آمد : اسدى نيكو مصاحبى است ، اگر آمد كسى را بر او نگزين ، او هم آمد و من با او همراه شدم . محمد بن شاذان نيشابورى گويد : چهار صد و هشتاد درهم نزد من جمع شد ، اما از آنجا كه دوست داشتم آن را پانصد درهم كامل گردانم ، بيست درهم از مال خود بدان افزودم و به

هامش
( 1 ) . كنايه از امام عصر ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) به خاطر تقيه ، ر . ك به ارشاد 2 / 362 . م