دنيا آمد ، مادرش ريحانه نام داشت ، و نرجس ، صقيل و سوسن نيز گفته ميشد ، البته به سبب باردارى صقيل گفته ميشد . ميلاد ايشان در هشتم شعبان سال دويست و پنجاه و شش بود . وكيل ايشان عثمان بن سعيد بود . چون وفات وى فرا رسيد ، پسرش ابو جعفر محمد بن عثمان را وصى قرار داد ، ابو جعفر نيز به ابو القاسم حسين بن روح ، و ايشان به ابو الحسن على بن محمد سمرى وصيت كردند . هنگامى كه وفات سمرى فرا رسيد ، از ايشان خواستند تا كسى را جانشين خود قرار دهد ، ولى فرمود : خداوند امرى دارد كه آن را به انجام ميرساند . غيبت تام آن است كه بعد از ارتحال سمرى واقع شد . محمد بن محمد بن نعمان و حسين بن عبيدالله ، از ابوعبد الله محمد بن احمد صفوانى برايم نقل كردند : شيخ ابو القاسم به ابو الحسن على بن محمد سمرى وصيت كرد ، و او هم امورى را كه ابو القاسم بر عهده داشت ، بر عهده گرفت . هنگام وفات ، شيعيان نزد او حضور يافتند و از وكيل و قائم مقام او پرسيدند ، ولى ايشان هيچ چيزى در اين باره نفرمود ، و اظهار داشت كه مأمور نيست كسى را پس از خود براى اين امر تعيين كند . جماعتي ، از ابو جعفر محمد بن على بن الحسين بن موسى بن بابويه ، از ابو الحسن صالح بن شعيب طالقاني ( رحمه الله ) - در ذى قعدهى سال سيصد و سى و نه - ، از ابوعبد الله احمد بن ابراهيم بن مخلد برايم نقل كردند : من نزد بزرگان - كه خدايشان رحمت كند - در بغداد رسيدم ، شيخ ابو الحسن على بن محمد سمري ( رحمه الله ) ابتدا به سخن كرد و فرمود : خدا على بن الحسين بن بابويه قمى را رحمت كند . مشايخ تاريخ آن روز را نگاشتند ، و خبر رسيد كه در همان روز ، ايشان از دنيا رفته است . ( 1 ) ابو الحسن سمرى - كه خدايش رضا باشد - پس از آن و در نيمهى شعبان سال سيصد و بيست و نه از دنيا رفت . »
فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 1124
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص١١٢٤
هامش
( 1 ) . و نيز كمال الدين 2 / 503 ، الثاقب فى المناقب / 270 ، الخرائج و الجرائح 3 / 1128 ، اثبات الهداة 3 / 678 و بحار 51 / 360