تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 1123

مساهمون:

ص١١٢٣
چيست يا خود مي‌گويي ؟ وى پاسخ داد : خود بگوييد ، حسين بن روح فرمود : در اين ظرف ، يك جفت دستبند طلا ، حلقه‌اى بزرگ كه گوهرى دارد ، دو حلقه‌ى كوچك كه گوهر دارند و دو انگشترى كه يكى فيروزه است و ديگرى عقيق ، و مطلب همين طور بود كه فرمود و چيزى را وانگذارد . ايشان خود ، آن ظرف را باز كردند و آنچه در آن بود را به من نشان دادند . زن نگاه كرد و گفت : اين همان است كه با خود داشتم و در دجله افكندم . از مشاهده‌ى چنين كرامتى كه صدق دعوى او بود ، من و زن هر دو از هوش رفتيم . بعد از اينكه حسين اين جريان را برايم گفت ، افزود : روز قيامت نزد خداى عزوجل گواهى خواهم داد كه مطلب همان طورى بود كه گفتم ، بي‌آنكه كم يا زياد كرده باشم . او به امامان دوازده گانه ( عليهم السلام ) نيز سوگند ياد كرد كه راست گفته و كم و زياد نكرده است . » همان 2 / 503 ماجرايى را نقل مي‌كند كه جناب حسين بن روح ( رحمه الله ) در آن ، با زنى به زبان فارسى و با لهجه‌ى منطقه‌ى او سخن گفتند ، و حال آنكه او را نمي‌شناختند .

سفير چهارم ، جناب على بن محمد سمري ( رحمه الله )

كمال الدين 2 / 432 مي‌نويسد : « وكيل امام عثمان بن سعيد بود . چون وفات وى فرا رسيد ، پسرش ابو جعفر محمد بن عثمان را وصى قرار داد ، ابو جعفر نيز به ابو القاسم حسين بن روح ، و ايشان به ابو الحسن على بن محمد سمرى - كه خدا از اينان راضى باشد - وصيت كردند . هنگامى كه وفات سمرى فرا رسيد ، از ايشان خواستند تا كسى را جانشين خود قرار دهد ، ولى فرمود : خداوند امرى دارد كه آن را به انجام مي‌رساند . غيبت تام آن است كه بعد از ارتحال سمرى واقع شد . » غيبت شيخ طوسى / 393 : « سخن درباره‌ى آخرين سفير ابو الحسن على بن محمد سمري ، پس از شيخ ابو القاسم حسين بن روح - كه خدايشان رضا باشد - ، و اينان نمايندگان بودند ؛ جماعتي ، از ابو جعفر محمد بن على بن حسين بن بابويه ، از محمد بن ابراهيم بن اسحاق ، از حسن بن على بن زكريا - در بغداد - از ابوعبد الله محمد بن خليلان ، از پدرش ، از جدّش عتاب كه از فرزندان عتاب بن اسيد است برايم روايت كردند : مهدي ( عليه السلام ) در روز جمعه به