تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 1105

مساهمون:

ص١١٠٥

كشى از ثقات از ابو محمد رازى نقل مي‌كند : من و احمد بن ابى عبد الله برقى در سامرا بوديم كه فرستاده‌ى آن مرد ( 1 ) ( عليه السلام ) آمد و گفت : غائبِ بيمار ( 2 ) ثقه است ، ايوب بن نوح ، ابراهيم بن محمد همداني ، احمد بن حمزه و احمد بن اسحاق همه ثقه هستند . شيخ نيز در كتاب غيبت مشابه آن را مي‌آورد . كشى مي‌فرمايد : برخى ثقات در نيشابور توقيعى طولانى [ از امام‌عسكري ( عليه السلام ) به اسحاق بن اسماعيل ] ذكر كرد ، در قسمتى از آن آمده : اى اسحاق ! نامه‌ى ما را بر بلالى - كه خدا از او رضا باشد - بخوان ، زيرا او ثقه‌ى امين و آگاه بر واجب خويش است . آن را بر محمودى - كه خدايش از بلا نگاه دارد - نيز بخوان كه ما چقدر اطاعت او را مي‌ستاييم . چون وارد بغداد شدى آن را بر دهقان وكيل و ثقه‌ى ما كه از موالى ما [ اموال را ] دريافت مي‌كند نيز قرائت كن . كلينى از محمد بن يحيي ، از احمد بن محمد ، از عبد الله بن احمد ، از ابراهيم بن حسن ، از وهيب بن حفص ، از اسحاق بن جرير روايت مي‌كند كه امام صادق ( عليه السلام ) فرمودند : سعيد بن مسيب ، قاسم بن محمد بن ابى بكر و ابو خالد كابلى از ثقات على بن الحسين ( عليه السلام ) بودند . . . در كتاب المواريث نيز حديث محمد بن مسلم از امام باقر ( عليه السلام ) گذشت كه فرمودند : جابر از رسول‌خدا ( صلى الله عليه وآله ) برايم حديث گفت - و جابر دروغ نمي‌گفت : پسر برادر با پدر بزرگ هم سهم است . در مواقيت نيز حديث يزيد بن خليفه گذشت ، وى گفت : به امام صادق ( عليه السلام ) گفتم : عمر بن حنظله براى ما روايت كرد كه شما وقتى را [ براى نماز ] مشخص كرده‌ايد ، ايشان فرمودند : پس بر ما دروغ نمي‌گويد . در كتاب قضا نيز گذشت كه امام‌عسكري ( عليه السلام ) در مورد كتب بنى فضال فرمودند : رواياتشان را اخذ كنيد ، ولى آراء آنان را واگذاريد . شيخ صدوق در اكمال الدين از محمد بن محمد خزاعي ، از ابو على اسدي ، از پدرش ،

هامش
( 1 ) . از ضميمه كردن اين روايت ، به روايت ديگر رجال كشى / 527 كه در آن سخن از سالِ 248 آمده ، به نظر مي‌رسد مقصود از مرد در اين گزارش ، امام هادي ( عليه السلام ) باشد كه به جهت تقيه به نامشان تصريح نشده است . م
( 2 ) . با توجه به پاورقى پيشين ، بعيد نيست مقصود از وى على بن جعفر همانى باشد . م