تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 1011

مساهمون:

ص١٠١١

پرچم‌هاى شرق زمين كه نه از پنبه است ، نه كتان و نه ابريشم ، مي‌آيد . سر چوبه‌ى آنها با مهر سيد اكبر مهر شده است . مردى از آل محمد ( عليهم السلام ) آنها را سوق مي‌دهد . روزى كه در مشرق باز شود ، بوى آن در مغرب بسان مشك مي‌پيچد . هراس يك ماه جلوتر از آن سير مي‌كند . پسران سعد سقاء - كه پسران فاسقانند - در كوفه مي‌مانند و خون‌خواهى پدرانشان مي‌كنند تا آنكه لشكر حسين بر آنان هجوم آورند و بسان دو اسب مسابقه سبقت مي‌گيرند . آنان ژوليده و غبار آلودند ، اهل اشك و شادي . . . آنان ابدالى هستند كه خداى عزيز و جليل توصيفشان فرموده : إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهَرِينَ ، ( 1 ) خداوند توبه‌كاران و پاكيزگان را دوست مي‌دارد . و مطهران ، نظيران آنها از آل محمد ( عليهم السلام ) اند . مردى راهب از اهالى نجران به عنوان نخستين مسيحى كه امام ( عليه السلام ) را اجابت مي‌كند خروج مي‌كند . صومعه‌اش را ويران ساخته ، صليبش را خرد مي‌كند . او موالي ، مردمان ضعيف و اسبانى را با خود مي‌آورد . آنها با بيرق‌هاى هدايت به سوى نخيله مي‌روند و محل اجتماع مردم از تمامى زمين ، فاروق خواهد بود كه راه اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) و ما بين برس و فرات است . آن روز از مشرق تا به مغرب سه هزار تن از يهود و نصارى به دست يكديگر كشته مي‌شوند و آن روز تأويل اين آيه ظاهر مي‌گردد : فَمَا زَالَتْ تِلْكَ دَعْوَاهُمْ حَتَّى جَعَلْنَاهُمْ حَصِيدًا خَامِدِينَ ، ( 2 ) سخنشان پيوسته همين بود ، تا آنان را درو شده‌ى بي‌جان گردانيديم ، به وسيله‌ى شمشير و زير سايه‌ى آن . تيز نگر از بنى اشهب با كمك مردمانى كه برادرانش نيستند به قدرت مي‌رسد و مي‌گريزند تا آنكه به سبطرى آمده و به درخت پناه آورند ، و آن روز تأويل اين آيه ظاهر مي‌شود : فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنَا إِذَا هُمْ مِنْهَا يَرْكُضُونَ . لا تَرْكُضُوا وَارْجِعُوا إِلَى مَا أُتْرِفْتُمْ فِيهِ وَمَسَاكِنِكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْأَلُونَ ، ( 3 )

هامش
( 1 ) . سوره‌ى بقره / 222
( 2 ) . سوره‌ى انبياء ( عليهم السلام ) / 15
( 3 ) . همان / 13 - 12