[ جلد سوم ]
بسم اللّه الرحمن الرحيم
المقصد الثّانى فى النّواهى
فصل : الظّاهر أنّ النهى بمادّته و صيغته في الدلالة على الطلب مثل الامر بمادّته و صيغته ، غير أنّ متعلّق الطّلب في أحدهما الوجود و في الآخر العدم فيعتبر فيه ما استظهرنا اعتباره فيه بلا تفاوت أصلا [ 1 ] .
شرح
مقصد دوّم « نواهى »
[ 1 ] - در بحث اوامر ، مطالبى راجع به مادّهء امر - الف ، ميم و راء - و همچنين صيغهء امر - هيئت افعل - ملاحظه كرديد از جمله اينكه : معناى مادّه چيست و بر چه دلالت دارد و آيا در امر ، علو ، معتبر است يا استعلا « 1 » ، همان مطالب در مادّهء نهى - نون ، هاء و ياء - و صيغهء نهى - لا تفعل - جريان دارد مثل اين كه : معناى مادّهء نهى چيست و آيا در آن ، علو ، معتبر است يا نه ؟ مادّه و صيغهء نهى از نظر دلالت ، مانند مادّه و صيغهء امر است يعنى مفاد آنها طلبهامش
( 1 ) - گفتيم در امر « علو » معتبر است امّا اگر دوستى از دوست ديگر يا فقيرى از انسان ، طلب و خواهشى نمود از نظر لغت و عرف به آن « امر » اطلاق نمىشود و اگر گاهى مىشنويد كه به آن ، عنوان امر دادهاند از باب مسامحه و مجاز است و نيز ر . ك : ايضاح الكفاية 1 / 405 .