شرح
به آن پيدا مىكند .
و گاهى فردى در مسألهاى نقل تواتر مىكند و مىگويد : « هذا الحكم متواتر » مثلا او از صد نفر حكمى را شنيده يا در كتب فقهى ديده است .
آيا تواتر منقول اثرى دارد ؟
مبناى تواتر كه انسان از آن علم پيدا مىكند اين است كه :
عدّهاى خبرى را بگويند كه بحسب عادت ممتنع باشد كه آنها با يكديگر تبانى بر كذب كرده باشند .
در نقل تواتر هم مانند اجماع منقول بايد ديد كه ناقل تواتر از قول چند نفر برايش علم پيدا شده است .
مثلا اگر از قول صد نفر برايش علم حاصل شده است در اين صورت بايد منقول اليه هم ببيند كه آيا از آن مقدار ، علم برايش پيدا مىشود يا نه اگر منقول اليه در نقل اين مقدار ، علم پيدا مىكند در اين صورت آن نقل تواتر از نظر مسبّب ( مخبر به ) براى منقول اليه حجّيّت دارد .
امّا اگر منقول اليه مىبيند كه ناقل تواتر آدم خوشباورى بوده است و از قول صد نفر برايش علم حاصل شده است درحالىكه خودش اين مقدار را سبب حصول علم نمىداند ، در اين صورت اثر نقل تواتر اين است كه نقل را به لحاظ اخبار همان صد نفر ( سبب ) مىتواند منشأ اثر قرار بدهد امّا به لحاظ مسبّب ( صدق مخبر به ) اثرى ندارد .
منقول اليه مىتواند اخبار و قرائن و شواهد ديگرى به آن نقل اضافه كند كه باعث حصول علم براى خودش بشود .
امّا اگر منقول اليه قرائن و اخبار ديگرى نداشته باشد اين نقل تواتر از نظر مسبب و صدق مخبر به اثرى ندارد .