تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
و اما كون المبنى العلم بدخول الإمام بشخصه في الجماعة ، أو العلم برأيه للاطلاع بما يلازمه عادة من الفتاوى ، فقليل جدا في الإجماعات المتداولة في السنة الأصحاب ، كما لا يخفي ، بل لا يكاد يتفق العلم بدخوله عليه السّلام على نحو الإجمال في الجماعة في زمان الغيبة ، و إن احتمل تشرف بعض الأوحدي بخدمته و معرفته أحيانا [ 1 ] .
شرح
( 1 ) [ 1 ] - سوّم اجماع دخولى - و آن در موردى است كه جماعتى اتّفاق بر يك نظر داشته باشند و ما به صورت علم اجمالى بدانيم كه امام عليه السّلام داخل آن جماعت است يا اين كه فتوايش داخل در آن آراء است . اين مسئله در زمان غيبت بعيد است امّا اصل مبنا باطل نيست . لكن چگونه انسان علم پيدا مىكند كه امام عليه السّلام در بين آن جماعت است يا اينكه رأى او در بين آن آراء است ( و لو مجلسى در كار نباشد ) . بله در بعضى از مجالس ممكن است انسان چنين احتمالى را بدهد امّا اين سبب حصول علم به دخول معصوم عليه السّلام نمىشود . بنابراين اجماع دخولى هم كنار رفت . راه چهارم - حصول اجماع از طريق ملازمهء عاديه بود كه اگر تمام فقهاى متقدّم و متأخّر ( كه آشناى با مذاق اهل بيت عليهم السّلام هستند ) يك مطلبى را گفتند عادتا معلوم مىشود كه نظر امام عليه السّلام هم مطابق با آنهاست . اين راه باطل نيست و تا حدّى قابل قبول است امّا اشكالش اين است كه : اجماعاتى كه شما از متأخّرين در كتب مىبينيد اكثرا روى اين مبنا نيست بلكه بر مبناى حدس هست كه ما آن را نپذيرفتيم . روش مرحوم شيخ طوسى ( اعلى اللّه مقامه الشّريف ) - از قدما - هم بر مبناى قاعدهء لطف است كه ما آن را هم نپذيرفتيم . 5 - اجماع تشرفى - بعضى از افراد كه داراى مقام والائى هستند احتمال دارد كه به حضور امام زمان ( ارواحنا فداه ) برسند و فتوائى را از آن بزرگوار بشنوند پس مبناى