يكى از اعلاميّههاى آقايان اين است :
بسم اللّه الرحمن الرحيم به عموم ملّت ايران حكم خدا را اعلام مىداريم . اليوم همّت در دفع اين سفّاك جبّار ( شاه قاجار ) و دفاع از نفوس و اعراض و اموال مسلمين از اهم واجبات ، و دادن ماليات به گماشتگان او از اعظم محرمات ، و بذل جهد در استحكام و استقرار مشروطيّت به منزلهء جهاد در راه امام زمان ارواحنا فداه ، و سر مويى مخالفت و مسامحه به منزلهء خذلان و محاربه با آن حضرت صلوات اللّه عليه است . اعاذنا اللّه و المسلمين من ذلك .
محمّد كاظم الخراسانى ، حاج ميرزا حسين ميرزا خليل ، شيخ عبد اللّه مازندرانى .
اخلاق و سيره او
در اين بخش به چند داستان آموزنده اكتفا مىكنم :
1 - مرحوم آقا ميرزا محمود شهابى مؤلّف ادوار فقه و رهبر خرد نقل كرده است : شبى از شبها كه همه به خواب فرورفته بودند طلبهاى حلقهء درب منزل آخوند را چندين بار مىكوبد همسر اين طلبه مىخواست وضع حمل كند و چون او در نجف تنها بوده و منزل قابله را نمىدانسته ازاينروى به منزل آخوند آمده تا كمك بگيرد .
ديرى نپائيد آقاى آخوند آمد ، درب را باز كرد ، طلبهء جوان ، آقاى آخوند را كه ديد ، شرمنده شد و سلام كردن را هم فراموش كرد آقاى آخوند فرمود : سلام عليكم چه فرمايشى داشتيد ، طلبهء جوان بعد از اظهار شرمندگى از اين مزاحم شدن از آقاى آخوند خواست كه مستخدم خانه را همراه او بفرستند تا او را به خانهء قابله راهنمائى نمايد . آقاى آخوند گفت : نه ، مستخدم الآن خواب است و نمىتواند بيايد من خودم مىآيم طلبهء جوان اصرار كرد كه مستخدم را بيدار كنيد آقا فرمود نه ، الآن موقع استراحت اوست من خودم مىآيم اندكى بعد با فانوسى كه به دست گرفته بود از منزل بيرون آمد و طلبه را به منزل قابله راهنمايى كرد و قابله را دم درب خواست و مشكل را براى او بازگو كرد و سپس به عنوان راهنما در حالى كه فانوس را در دست داشت جلو افتاد و طلبه و قابله را به منزل