مقدّمه : [ نگارنده ]
« سپاس و ستايش مر خداى را جلّ جلاله كه آثار قدرت او بر چهرهء روز روشن تابان است و انوار حكمت او در دل شب تار درفشان ، بخشايندهاى كه تار عنكبوت را سدّ عصمت دوستان كرد ، جبّارى كه نيش پشه را تيغ قهر دشمنان گردانيد » .
سلام و درود خداوند « متعال » بر پيامبران او بهويژه به روان پاك حضرت ختمى مرتبت و اوصياء گرامى او باد .
درود بىشمار بر بقيّة اللّه الاعظم حضرت مهدى « عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف » شخصيّتى كه بايد دربارهاش چنين گفت :
« و انّ قميصا خيط من نسج تسعة * و عشرين حرفا عن معاليه قاصر »
شكر ، ايزد منّان را كه در ماه مبارك رمضان سال 1414 بر سر سفرهء ضيافت خود از بركات شهر اللّه برخوردارم نمود و توفيق يافتم اثر حاضر را تكميل نمايم و به محضر والاى ولى زمان « عج » تقديم نمايم گرچه :
لايق نبود قطره به عمّان بردن * خار و خس صحرا به گلستان بردن
امّا چه كنم كه رسم موران اين است * ران ملخى نزد سليمان بردن
عس اللّه ان ينفعنى يوم لا ينفع مال و لا بنون
چند تذكّر : 1 - محتواى كتاب حاضر ، تدريس و تحقيق جلد اوّل كتاب كفاية