تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 441

مساهمون:

ص٤٤١
شرح
مطلب نمىتوان مناقشه كرد زيرا آيات و روايات متعدّدى مردم را تحريض و دعوت به توحيد و اطاعت و بندگى خداوند متعال نموده‌اند مانند آيهء شريفهء« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ . . . »« 1 » و . . . بنابراين ، بدون ترديد مىتوان گفت ترك الكفر مطلوب للّه تبارك و تعالى - و كذا ترك العصيان - كانّ اشاعره به ما چنين مىگويند كه : شما - اماميّه - كه قائل به اتّحاد معناى طلب و اراده هستيد ، در مثال مذكور كه « طلب » تحقّق دارد و ترك العصيان مطلوب خداوند متعال هست ، بايد ملتزم شويد كه : همان‌طور كه ترك الكفر « مطلوب » حضرت بارى « جلّ جلاله » هست « مراد » او هم مىباشد يعنى ارادهء پروردگار به ترك الكفر هم متعلّق شده و همان‌طور كه ترك العصيان مطلوب خداوند هست بايد مراد او هم باشد . اشاعره گفته‌اند اگر به چنان مطلبى قائل شويد ، مستلزم تالى فاسدى هست كه : چگونه ارادهء حق تعالى تحقّق پيدا كرده اما مرادش حاصل نشده ، بين اراده و مراد خداوند ، انفكاكى نيست و از نظر عقل و نقل ، تخلّف مراد از اراده دربارهء خداوند ، مستحيل است -إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ« 2 »-چگونه تصوّر مىشود كه خداوند ، ترك كفر را اراده كند و درعين‌حال ، كافر بر كفرش باقى باشد و همچنين او ترك العصيان را اراده نمايد امّا عاصى نسبت به معصيت خود ادامه دهد و اگر ترك كفر ، متعلّق ارادهء خدا قرار مىگرفت اصلا كفرى تحقّق پيدا نمىكرد پس : نمىتوان گفت كه ارادة اللّه بر ترك كفر و ترك عصيان تعلّق گرفته و الا
هامش
( 1 ) - سورهء نساء : 59 . ( 2 ) - سورهء يس : 82 .
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 441 | الشيخ فاضل اللنكراني