به معناى كسى كه به شريعتى معتقد نيست و قائل به قديم بودن عالم مىباشد ، آمده است ؛ چنان كه به برخى اصناف كفّار همچون ثنويه ( - - - ) ثنويه ) اطلاق شده است 1 ( - - - ) كفر ) .
از آن در باب حدود سخن گفتهاند .
مخاطب قرار دادن كسى با لفظى كه در عرف يا به حسب وضع لغوى در قذف ( - - - ) قذف ) به كار نمىرود ، ليكن موجب اذيت و آزار مخاطب مىگردد ، مانند زنديق موجب ثبوت تعزير ( - - - ) تعزير ) بر گوينده است . 2
در عدم پذيرش توبه و وجوب كشتن زنديق - به معناى نخست - اختلاف است . 3 بر عدم پذيرش توبه و وجوب قتل وى ادعاى اجماع شده است . 4 برخى گفتهاند : زنديق محكوم به حكم مرتد است . بنابر اين ، اگر مرد و مرتد فطرى باشد ، به قول مشهور ، توبهاش پذيرفته نيست و كشته مىشود ، و اگر مرتد ملّى باشد ، پس از استتابه ( - - - ) استتابه ) و خوددارى از توبه به قتل مىرسد ؛ اما اگر زن باشد در هر دو صورت - فطرى و ملّى - كشته نمىشود 5 ( - - - ) ارتداد ) .
1 . تحرير الأحكام 5 / 56 ؛ كشف اللثام 10 / 522 - 523 ؛ مجمع البحرين ، واژهء « زندق » * 2 . كشف اللثام 10 / 520 - 522 * 3 . المبسوط 7 / 282 ؛ قواعد الأحكام 3 / 576 * 4 . الخلاف 5 / 352 - 353 ؛ كتاب السرائر 2 / 707 * 5 . الجامع للشرائع / 568 .
زن شوهردار
زن شوهردار زنى كه به عقد شرعى مردى درآمده است .
از آن در باب نكاح و طلاق سخن گفتهاند .
حقوق و وظايف : همان گونه كه زن شوهردار از حقوقى همچون نفقه ( - - - ) نفقه ) ، همخوابگى و مجامعت برخوردار است كه برآوردن آنها بر شوهر واجب مىباشد ، در مقابل ، وظايفى از قبيل اطاعت از شوهر ، تمكين ( - - - ) تمكين ) ، اذن گرفتن از شوهر در روزه و حج مستحب ، نذر ، صدقه و خروج از منزل ، بر عهده دارد كه واجب است آنها را به جا آورد . در مقايسه بين حقوق زوجين ، حق شوهر بر زن به مراتب بزرگتر از حق زن بر شوهراست . در برخى روايات ،