دريا به دست مىآيد ، همچون جواهر بنابر مشهور ، رسيدن قيمت آن به قدر يك دينار است . « 9 »
تجارت : شرط صحّت معاملهء درهم و دينار با يكديگر - كه از آن به بيع صرف ( - - ) صرف ) تعبير مىكنند - بنابر مشهور تقابض در مجلس است . « 10 »
گرفتن زيادى در معاملهء دينار با دينار ، ربا ( - - ) ربا ) به شمار مىرود و حرام است ؛ ليكن در معاملهء دينار با درهم ، از آن جهت كه دو جنس محسوب مىشوند ، اشكال ندارد ؛ « 11 » چنان كه معاملهء يك درهم و يك دينار با دو درهم و دو دينار - از آن جهت كه هر كدام از آن دو در برابر جنس مخالف خود قرار مىگيرد - ربا محسوب نمىشود و بدون اشكال است . « 12 »
حدود : از شرايط اجراى حدّ سرقت مال ، رسيدن آن به حدّ نصاب است ، كه بنابر مشهور يك چهارم دينار يا قيمت آن مىباشد . « 13 »
ديات : ديهء كامل مرد آزاد مسلمان صد شتر يا دويست حلّه يا هزار گوسفند يا دويست گاو يا هزار دينار و يا ده هزار درهم است . « 14 »
( - - ) نقدين )
دينار شرعى
- - ) دينار
دين شرعى
دين شرعى : مقابل دين عرفى .
دين شرعى عبارت است از مال ثابت بر ذمّهء مكلّف به سبب تعلّق حقّى شرعى به اموال او براى مستحقان ، مانند خمس ، زكات ، كفّارات و مظالم . مقابل آن ، دين
هامش
( 9 ) جواهر الكلام 16 / 39 - 40 .
( 10 ) 24 / 3 - 4 ؛ رسائل فقهية ( الربا فقهيا و اقتصاديا ) / 165 - 166 ؛ الحدائق الناضرة 19 / 278 .
( 11 ) جواهر الكلام 24 / 13 ؛ 23 / 391 .
( 12 ) 23 / 391 .
( 13 ) 41 / 495 .
( 14 ) 43 / 4 .