تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى) — صفحة 520

مساهمون:

ص٥٢٠
آن داشته باشد ، بنابر مشهور بايد از ولىّ ميّت اجازه بگيرد و در صورت خوددارى وى از اجازه دادن و نيز عدم اقدام به تجهيز ، اذن او ساقط مىگردد « 1 » ( - - ) تجهيز ) . تجارت : در صورت خوددارى يكى از دو طرف معامله از تحويل مال تعهد شده - اعم از كالا و بهاى آن - به طرف ديگر ، حاكم شرع او را بر تحويل وادار مىكند « 2 » ( - - ) اقباض ) . در موارد ديون ، اگر پس از تصميم بدهكار به پرداخت بدهى خود در وقت ادا و خوددارى طلبكار از قبول آن و عدم امكان مراجعهء مديون به حاكم ، مال ، بدون كوتاهى و تصرف مديون ، در دست وى تلف گردد ، از مال طلبكار تلف شده است و بدهكار ضامن نخواهد بود . « 3 » شركت : در مال مشترك ، چنانچه يكى از شركا خواستار تقسيم آن شود ، ديگران نمىتوانند از قبول آن امتناع ورزند و در صورت امتناع ، بر پذيرش اجبار مىشوند ، مگر آنكه تقسيم مستلزم وارد آمدن ضرر بر ايشان باشد « 4 » ( - - ) قسمت ) . وديعه : خوددارى امانتدار از بازپس دادن امانت به صاحبش حرام و موجب ضمان است « 5 » ( - - ) امانت ) . كفالت : اگر كفيل از تسليم شخصى كه كفالت او را كرده ( مكفول عنه ) خوددارى ورزد ، حاكم شرع او را ملزم به آن مىكند و در صورت سر باز زدن از دستور حاكم ، به زندان افكنده مىشود تا زمانى كه مكفول عنه را احضار كند يا آنچه را كه بر عهدهء او است بپردازد . البته در اينكه بر مكفول له قبول آنچه كفيل مىپردازد ، واجب است يا نه ، اختلاف است « 6 » ( - - ) كفالت ) . نكاح : بنابر قول به لزوم اذن پدر يا جدّ پدرى در ازدواج دختر بالغ رشيد ، در صورتى كه ولىّ دختر از دادن اذن به ازدواج او با مرد هم كفو خود ، امتناع ورزد ، اذن او ساقط مىگردد . « 7 » زوجه مىتواند پيش از دريافت مهر از تمكين خوددارى كند ، به شرط آنكه مهرش نقد و تمكين قبلًا تحقق نيافته باشد « 8 » ( - - ) تمكين ) . اگر كسى از دادن نفقه به شخصى كه نفقه‌اش بر او واجب است خوددارى كند ،
هامش
( 1 ) العروة الوثقى 2 / 22 - 23 ؛ مستمسك العروة 4 / 33 - 38 . ( 2 ) جواهر الكلام 23 / 145 . ( 3 ) 115 - 119 . ( 4 ) مهذّب الاحكام 20 / 42 - 43 . ( 5 ) مسالك الافهام 5 / 106 . ( 6 ) حاشية شرائع الاسلام / 429 - 430 . ( 7 ) جواهر الكلام 29 / 183 - 184 . ( 8 ) 31 / 41 .