خفه كردن
خفه كردن : كشتن با بند آوردن راه تنفّس .
از آن در باب صيد و ذباحه و قصاص سخن گفتهاند .
اگر كسى تنفّس ديگرى را به مقدارى بند آورد كه براى امثال او غالباً مرگ آور نيست ، ولى او بميرد ، با داشتن قصد كشتن وى قصاص ثابت مىگردد و بدون قصد كشتن يا مشتبه بودن قصد ، ديه ثابت است . اگر با دست يا طناب و مانند آن گلوى كسى را بفشرد تا جان دهد يا قبل از جان دادن رها كند ، ليكن بر اثر آن زمين گير شود و بميرد ، قتل عمد به شمار مىرود و قصاص ثابت است . « 1 »
حيوانى كه توسط سگ شكارى خفه شده حلال نيست . « 2 »
خلا
خَلا : گياه تازه .
برخى لغويان خلا را به گياه خشك تعريف كردهاند . « 1 » اين عنوان به مناسبت در باب حج به كار رفته است .
كندن درختان و گياهان حرم ( - - ) حرم ) حرام است ؛ ليكن بعضى فقها به استناد برخى روايات با مضمون نهى از كندن خلا در حرم ، حرمت را به كندن درختان و گياهان تازه اختصاص داده و كندن درختان و گياهان خشكيده را جايز دانستهاند . « 2 » از اين دليل جوابهايى داده شده است كه يكى از آنها تعريف خلا به گياه خشك توسط بعضى لغويان مىباشد . « 3 »
خلابه
خِلابه : نيرنگ .
عنوان ياد شده در حديثى منسوب به رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله از طريق عامه آمده و مضمون آن ، اين است كه آن حضرت به مردى كه بر اثر آسيب وارد شده بر سرش ، در معامله فريب مىخورد ، توصيه كرد هنگام معامله بگويد : « لا خِلابَه » ( براى تو فريب دادن من روا نيست يا نيرنگ تو دامن گير من نمىشود ) و با گفتن جملهء ياد شده براى او سه روز
هامش
( 1 ) جواهر الكلام 42 / 21 .
( 2 ) 36 / 224 .
1 غريب الحديث 4 / 124 .
2 الروضة البهية 2 / 245 ؛ مدارك الاحكام 7 / 371 .
3 مستند الشيعة 11 / 403 ؛ جواهر الكلام 18 / 415 .