جايزه
جايزه : پاداش .
از احكام آن در باب خمس و تجارت و نيز مسائل مستحدثه سخن گفتهاند .
آيا به درآمدهايى همچون جايزه كه بدون كسب و كار عايد انسان مىشود خمس تعلّق مىگيرد ؟ مسئله اختلافى است . « 1 »
دريافت و تصرف در جوايز و هداياى سلطان جائر در صورت علم به تحصيل آنها از راه حرام ، همچون غصب جايز نيست ، مگر آنكه قصد بازگرداندن به صاحبش را داشته باشد . در صورت عدم علم به آن ، گرفتن و تصرف در آنها جايز است ؛ هرچند به اجمال بداند در اموال سلطان ، حرام نيز وجود دارد . « 2 »
جوايزى كه بانكها ، مؤسسات و فروشگاهها براى جذب و تشويق صاحبان حساب يا مشتريان خود ، با قرعه كشى و يا همراه كالا به افراد مىدهند بى اشكال است « 3 » ( - - ) بانك ) .
( - - ) مسابقه ) ( - - ) بخت آزمايى )
جؤجؤ
جُؤجُؤ : سينه / استخوان سينه . « 1 »
عنوان ياد شده در باب صلات به كار رفته است .
چسبانيدن سينه به زمين در سجدهء شكر ( - - ) سجدهء شكر ) مستحب است . در برخى روايات و نيز كلمات فقها چسبانيدن جؤجؤ و سينه ، هر دو آمده است . « 2 » برخى معاصران احتمال دادهاند جؤجؤ و سينه به يك معنا باشند كه در اين صورت عطف سينه بر آن ، عطف تفسيرى و تأكيدى است و احتمال مىرود جؤجؤ به معناى قسمت جلوِ سينه باشد كه در اين صورت عطف سينه ( صدر ) بر جؤجؤ ، عطف عام بر خاص خواهد بود « 3 » ( - - ) سينه ) .
جبّ
جَبّ : قطع شدن آلت تناسلى مرد .
به قطع شدن تمامى يا مقدارى از آلت
هامش
( 1 ) جواهر الكلام 16 / 56 - 57 ؛ مستمسك العروة 9 / 521 - 523 ؛ تحرير الوسيلة 1 / 356 .
( 2 ) جواهر الكلام 22 / 170 - 176 ؛ كتاب المكاسب 2 / 165 - 182 .
( 3 ) تحرير الوسيلة 2 / 617 .
1 لسان العرب / واژهء « جأجأ » .
2 العروة الوثقى 2 / 585 .
3 مهذّب الاحكام 7 / 41 .