خادم
- - ) استخدام
خار
خار : تيغ روى ساقهء برخى گياهان .
عنوان ياد شده به مناسبت در باب حج به كار رفته است .
در حرمت كندن گياهان حرم ( - - ) حرم ) فرقى بين گياه خار دار و غير آن نيست . « 1 »
خارپشت
خارپشت : جوجه تيغى .
از احكام آن در بابهاى طهارت ، حج و اطعمه و اشربه سخن گفتهاند .
خار پشت جزء مسخشدگان ( - - ) مسوخ ) و حرام گوشتان است ؛ ليكن بنابر قول مشهور پاك مىباشد . « 1 » كفّارهء كشتن جوجه تيغى در حال احرام ( - - ) احرام ) بنابر قول مشهور يك بزغاله است . « 2 » برخى قدما كفّارهء آن را برّهء نرى كه از شير گرفته شده و چرنده است دانستهاند . « 3 »
خارجى
- - ) خوارج
خاريدن
خاريدن : ناخن يا چيزى مانند آن را بر جايى از بدن كشيدن .
از احكام آن در باب حج سخن گفتهاند .
خاريدن سر يا بدن ، بدون آنكه موجب خون آمدن گردد براى محرم جايز است . « 1 » در حرمت يا كراهت آن در صورتى كه موجب خون آمدن گردد ، در غير حال ضرورت اختلاف است . بنابر قول به حرمت ، ثبوت كفّاره نيز اختلافى است . « 2 »
ازالهء مو از بدن بر محرم حرام است ؛ « 3 » ليكن خاريدن بدن ، هرچند به طور اتفاق موجب كنده شدن مويى گردد ، بنابر تصريح برخى حرام نيست . « 4 » خاراندن سر با ناخن بر محرم مكروه است ، ليكن با سر انگشتان كراهت ندارد . « 5 »
هامش
( 1 ) مستند الشيعة 11 / 404 .
1 جواهر الكلام 6 / 81 - 83 و 36 / 296 .
2 20 / 243 .
3 اشارة السبق / 128 ؛ غنية النزوع / 163 ؛ الكافى فى الفقه / 206 .
1 تبصرة المتعلمين / 91 .
2 جواهر الكلام 18 / 408 - 411 .
3 377 .
4 381 - 382 .
5 سداد العباد / 304 .