كه حواله به غير بدهكار را مصداق ضمان مىدانند ، حواله عبارت است از انتقال دين از ذمّهء مديون به ذمّهء فردى ديگر كه ذمّهاش به مثل آن دين مشغول است . « 1 » برخى نيز حواله را به نقل دادن مديون دينى را كه بر ذمّهاش است به ذمّه ديگرى تعريف كردهاند . « 2 » بحث ديگر در تعريف حواله اين است كه آيا حواله خود عقد است يا اثر آن ؟ البته بر اين بحث اثر مهمّى مترتّب نيست . « 3 » به حواله دهنده ( بدهكار ) « مُحيل » به حواله گيرنده ( طلبكار ) « مُحتال » يا « مُحال » ، به كسى كه به او حواله داده شده « مُحالٌ عليه » و به دينِ حواله شده « مُحالٌ به » گفته مىشود .
تفاوت حواله با ضمان : ضمان دو معنا دارد ؛ يكى عام و ديگرى خاص .
ضمان به معناى عام عبارت است از تعهّد به مال يا نفس . اين تعريف هم كفالت را دربر مىگيرد - كه تعهّد به نفس است - هم حواله را - كه تعهّد به مال از سوى كسى است كه ذمّهاش به مثل آن مشغول است - و هم ضمان به معناى خاص را كه عبارت است از تعهّد به مال توسط كسى كه ذمّهاش از مثل آنچه كه بر ذمّهء مضمون عنه آمده ، بَرى مىباشد . « 4 »
تفاوت حواله با ضمان به معناى عام در عموم و خصوص است ؛ در نتيجه هر حوالهاى ضمان است ليكن هر ضمانى - مانند كفالت - حواله نيست . تفاوت حواله با ضمان به معناى خاصّ بنابر قول به عدم صحّت حواله بر برىءالذّمه واضح است و بنابر قول به صحّت ، تفاوت در اين است كه حواله انتقال دين از ذمّهء محيل به ذمّهء محال عليه است و ضمان تعهّد به دين است كه از آثار آن انتقال دين به ذمّهء ضامن مىباشد « 5 » و نيز در ضمان ، عقد بين طلبكار و اجنبى و در حواله بين طلبكار و بدهكار منعقد مىشود . « 6 »
عنوان حواله از ابواب فقهى است و از مباحث و احكام آن در همين باب سخن رفته است .
اركان حواله
1 . عقد : حواله بنابر مشهور از عقود لازم ( - - ) عقد ) است و با ايجاب از طرف مُحيل وقبول از طرف مُحتال محقق مىشود . قبول محالٌ عليه شرط نيست ،
هامش
( 1 ) جواهر الكلام 26 / 160 و 165 .
( 2 ) العروة الوثقى 5 / 451 .
( 3 ) جواهر الكلام 26 / 160 .
( 4 ) العروةالوثقى 5 / 399 .
( 5 ) مستمسك العروة 13 / 399 .
( 6 ) مبانى العروة ( المساقاة ) / 241 .