جوشيدن را در صدق اسم چاه شرط ندانسته و زمينه داشتن براى جوشش را - هنگام قطع آن به جهت كمبود آب - كافى مىدانند . به گودالى كه نزديك آب ، ايجاد و در آن آب جمع مىگردد و نيز به چشمه ( - - ) چشمه ) ، چاه گفته نمىشود . « 1 » از احكام آن در بابهاى طهارت ، اجاره و احياء موات ، سخن گفتهاند .
بنابر قول مشهور مستحب است بين چاه آب و چاه مستراح در زمين سخت و نيز در صورت پايين بودن سطح مكان فاضلاب نسبت به چاه ، پنج ذراع ( - - ) ذراع ) فاصله باشد . و در زمين نرم و نيز در صورت مساوى بودن مكان فاضلاب يا بالا بودن آن نسبت به چاه هفت ذراع فاصله باشد . « 2 »
كندن چاه در زمين مباح به قصد تملّك آب ، موجب حقّ اختصاص ( - - ) حقّ اختصاص ) مىگردد و اگر به آب برسد ، كَنَنده مالك آب و چاه مىشود . « 3 »
اجارهء چاه براى بهره بردارى از آب آن جايز نيست ، ليكن اجاره آن به طور مطلق جايز است . در اين صورت از آب آن نيز مىتوان استفاده كرد . « 4 »
چاه كنده شده در زمين مباح ، حريم دارد و حريم آن براى آشاميدن حيوانات ، چهل ذراع و براى كشاورزى ، آبيارى و مانند آن ، شصت ذراع از هر طرف مىباشد . « 5 »
( - - ) آب چاه ) .
چاه زمزم
- - ) آب زمزم
چاه فاضلاب
چاه فاضلاب : محل ريختن آبهاى زايد .
از آن به مناسبت در بابهاى طهارت ، اجاره ، صلح واحياء موات سخن رفته است .
دفن كردن مردهء مؤمن در مكانى كه موجب هتك حرمت او مىشود ، مانند مسير فاضلاب جايز نيست . « 1 » احداث چاه فاضلاب در جاده و خيابان براى ريختن آبهاى زايد در سطح زمين همچون آب باران و غير آن ، اگر محكم ساخته شود و خطر و زيانى براى عابران نداشته باشد جايز است ، حتى اگر براى ريختن آبهاى زايدِ منزل خود باشد . « 2 »
هامش
( 1 ) جواهر الكلام 1 / 188 - 191 .
( 2 ) 280 ؛ الروضة البهية 1 / 282 - 283 .
( 3 ) جواهرالكلام 38 / 116 .
( 4 ) 27 / 295 .
( 5 ) 38 / 41 .
1 العروة الوثقى 2 / 116 .
2 تحرير الوسيلة 1 / 567 ؛ كلمة التقوى 4 / 214 - 215 .