بحول اللّه
- - ) حولقه
بحيره
بحيره : شتر يا گوسفند مادهء شكافته يا بريده گوش .
قرآن مجيد به برخى آيينهاى عصر جاهلى نسبت به احشام ( بحيره ، سائبه ، وصيله و حامّ ) و احكامى چون حرمت سوار شدن بر آنها ، بر زبان نياوردن نام خدا هنگام استفادههاى گوناگون از آنها ، اختصاص شير و بچهء زندهء آنها به مردان و اشتراك زنان با مردان در استفاده از بچهء مردهء آنها اشاره كرده است « 1 » و فقها در باب وقف به مناسبت ذكر وقفهاى باطل در اسلام از اين نوع وقف جاهلى ياد كردهاند . « 2 »
در مراد از « بحيره » در قرآن ، نظرات گوناگونى ارائه شده كه در كتابهاى تفسيرى آمده است .
بخاتى
- - ) بختى
بخار
بخار : گاز برخاسته از موادّ مرطوب در حال تبخير .
از آن به مناسبت در باب طهارت و صوم ياد شده است .
بخار برخاسته از عين نجس مانند ادرار ، پاك « 1 » و در طهارت بخار مايع متنجّس اختلاف است . بسيارى از فقها آن را همچون بخار عين نجس پاك دانستهاند . « 2 » در طهارت بخار عين نجسى كه متراكم شده و به صورت قطرات عرق در آمده اختلاف است « 3 » ( - - ) آب مقطّر ) ( - - ) استحاله ) .
در اينكه بخار غليظ موجب بطلان روزه مىشود اختلاف است « 4 » ( - - ) روزه ) .
آب انگور پس از جوشيدن و بخار شدن دو سوم آن پاك و خوردن آن حلال است « 5 » ( - - ) آب انگور ) .
( - - ) بخور )
هامش
( 1 ) . مائدة / 103 ؛ انعام / 136 - 139
( 2 ) . المبسوط 3 / 286 - 287 ؛ تحرير الاحكام 3 / 276 .
1 . مستمسك العروة 2 / 90
2 . 91 ؛ التنقيح ( الطهارة ) 3 / 169 - 173
3 . العروة الوثقى 1 / 134 ؛ منهاج الصالحين ( خوئى ) 1 / 125
4 . العروة الوثقى 2 / 183 ؛ مستمسك العروة 8 / 261
5 . جواهر الكلام 6 / 13 - 19 و 36 / 376 .