بختج
بختج : آب انگور پختهشده « 1 » ( - - ) آب انگور ) .
بختى
بختى : شتر خراسانى .
از آن به مناسبت در بابهاى زكات ، حج ، تجارت و اطعمه و اشربه سخن رفته است .
زكات : شتر اصيل عربى و بختى در زكات يك جنس محسوب مىشوند ؛ بنابراين اگر در مجموع به حدّ نصاب ( - - ) نصاب ) برسند زكات واجب مىشود ؛ ليكن در اينكه مالك مىتواند هريك از آن دو را - هرچند از نظر قيمت متفاوت باشند - به عنوان زكات بدهد يا در صورت تفاوت قيمت ، رعايت حدّ متوسط لازم است ، اختلاف مىباشد . بنابر قول دوم ، ارزش شتر پرداختى به عنوان زكات بايد نصف مجموع قيمت عربى و بختى باشد . به عنوان مثال اگر قيمت عربى دو هزار تومان و قيمت بختى هزار تومان باشد ، شترى با قيمت 1500 تومان پرداخت مىشود . « 1 »
حج : برخى در قربانى حج كشتن بختى را مجزى نمىدانند . « 2 »
تجارت : گوشت شتر عربى و بختى يك جنس به شمار مىرود ؛ ازاينرو زيادى گرفتن در معاملهء آن دو با هم - مانند فروختن يك كيلو گوشت شتر عربى در برابر دو كيلو گوشت شتر بختى - ربا ( - - ) ربا ) و حرام است . « 3 »
اطعمه و اشربه : برخى قدما خوردن گوشت بختى را مكروه دانستهاند . « 4 » ( - - ) شتر )
بخر
بخر : بوى بد دهان .
در بعضى كلمات « بخر » بر بوى بد فرج زن نيز اطلاق گرديده و به آن در باب تجارت اشاره شده است .
هامش
( 1 ) . مجمع البحرين / واژهء « بختج » .
1 . جواهر الكلام 15 / 151 - 152
2 . المقنعة / 583 ؛ وسائل الشيعة 14 / 95
3 . جواهر الكلام 23 / 355
4 . الكافى فى الفقه / 279 .