معيّن آن به حدّ تواتر نقل شده باشد ، مانند حديث ثقلين و حديث غدير . در متواتر معنوى ، خبر با الفاظى مختلف نقل شده ليكن مضمون و معناى همهء آنها يكى است ؛ اعم از آنكه آن معناى واحد ، معناى مطابقى الفاظ باشد يا معناى التزامى .
متواتر اجمالى ( قدر متيقّن ) به خبرى اطلاق مىشود كه با الفاظ و مضامينى گوناگون - برحسب سعه و ضيق دلالت - نقل شده باشد ؛ بهگونهاى كه از مجموع نقلها علم اجمالى به صدور بعض آن الفاظ از معصوم عليه السّلام حاصل شود ، مانند آنكه مضمون يك روايت حجّيت خبر مؤمن ، مضمون روايتى ديگر ، حجّيت خبر ثقه و مضمون روايت سوم حجّيت خبر عادل باشد . از مجموع اين سه مضمون ، علم به حجّيت خبر عادل - به جهت قدر متيقن بودن آن - به دست مىآيد . « 2 »
تواتر در فقه : بهطور كلى در مواردى كه علم معتبر است ، تواتر از آن جهت كه مفيد علم مىباشد يكى از راههاى ثبوت موضوع داراى اثر شرعى شمرده شده است ، مانند اوّل ماه رمضان يا شوّال كه با وجود خبر متواتر بر رؤيت هلال ، ثابت مىشود « 3 » و يا امضا و تنفيذ حكم قاضى اوّل توسط قاضى دوم به سبب ثبوت صدور حكم نزد وى به خبر متواتر . « 4 »
تواتر قرائات : برخى فقها بر تواتر قرائتهاى قرّاء هفتگانه ( نافع ، ابن كثير ، ابو عمرو ، ابن عامر ، عاصم ، حمزه و كسائى ) بلكه قرّاء دهگانه ( افراد ياد شده به اضافهء ابو جعفر ، يعقوب و خلف ) از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ادعاى اجماع و اتفاق كردهاند ؛ بلكه نقل شده است كه يكى از محققين از قرّاء ، كتابى نوشته است و در آن اسامى همهء كسانى را كه اين قرائات را در هر زمان نقل كردهاند ثبت نموده است كه براساس آن ، رقم آنان از عدد معتبر در تواتر فزونتر است . البتّه بسيارى از فقها اين ادعاى تواتر را نپذيرفتهاند ، هرچند تلاوت قرآن را به قرائت هريك از قرّاء ياد شده جايز دانستهاند « 5 » ( - - ) قرائات سبع ) .
هامش
( 2 ) . اصطلاحات الاصول / 142 - 143
( 3 ) . العروة الوثقى 2 / 223
( 4 ) . تكملة العروة 2 / 27
( 5 ) . الحدائق الناضرة 2 / 289 ؛ جواهر الكلام 9 / 291 .