در پرداخت زكات ميان مستحقان در صورت نبود جهت برترى ؛ « 8 » تسويهء معلّم ميان دانشآموزان در آموزش ؛ « 9 » تسويهء فروشنده بين خريداران به عدم فرق ميان كوچك و بزرگ و اهل چانه و غير اهل چانه ؛ « 10 » تسويه بين فرزندان در بخشش مگر در صورت وجود خصوصيتى در برخى كه موجب برترى وى بر ديگران باشد « 11 » و تسويهء شوهر بين همسران خويش در نفقه ، حسن معاشرت ، آميزش و ديگر موارد . « 12 » ( - - ) تساوى )
تشاحّ
تشاحّ : اختلاف چند نفر با يكديگر بر سر پيشى گرفتن در امرى .
تشاحّ از شحّ به معناى بخل گرفته شده است و تشاحّ در امرى عبارت است از بخل ورزيدن بعضى بر بعض ديگر در سبقت گرفتن بر كارى ؛ بهگونهاى كه هريك بخواهد خود آن را انجام دهد و از او فوت نشود . « 1 » مهمترين موارد كاربرد اين عنوان كه در بابهاى صلات ، وصيّت ، نكاح ، لقطه و قصاص بدان اشاره رفته عبارت است از :
تشاحّ در اذان : اگر چند نفر در گفتن اذان اعلام ( - - ) اذان اعلام ) با يكديگر تشاحّ كنند در اينكه ميانشان قرعه زده مىشود يا آنكه ابتدا به مرجّحات رجوع مىگردد و در صورت برابر بودن - برحسب مرجّحات - يا تعارض مرجّحات به قرعه رجوع مىشود ، اختلاف است . « 2 »
كلمات فقها در تعداد مرجّحات و چگونگى ترجيح يكى بر ديگرى مختلف است . برخى بهطور مطلق گفتهاند : فرد برخوردار از صفت كمال بر فاقد آن مقدّم مىشود . « 3 » برخى ديگر گفتهاند : كسى كه صدايش رساتر و به اوقات نماز آشناتر است و بر آن محافظت مىكند ، پسنديدهء همسايگان مىباشد و در نگاه ، عفيفتر است مقدّم مىگردد « 4 » و بعضى ديگر گفتهاند :
هامش
( 8 ) . الروضة البهية 2 / 55 و 61
( 9 ) . الدروس الشرعية 3 / 176
( 10 ) . المختصر النافع / 120 ؛ جامع المقاصد 4 / 50
( 11 ) . جواهر الكلام 28 / 190 ؛ تكملة العروة 1 / 169
( 12 ) . جواهر الكلام 31 / 182 .
1 . لسان العرب / واژهء « شحّ »
2 . جواهر الكلام 9 / 130
3 . الدروس الشرعية 1 / 164
4 . تذكرة الفقهاء 3 / 72 - 73