تعبير شده و به اعتبار دو مبادلهء مختلف در يك معامله عنوان « بيعان فى بيع » يا « صفقتان فى واحدة » اطلاق شده است .
در صحّت و بطلان چنين بيعى اختلاف است ( - - ) بيع بثمنين ) .
2 . بيع كالا به شرط فروش كالايى ديگر به فروشنده توسط خريدار ، مانند آنكه فروشنده بگويد : اين خانه را به فلان مبلغ به تو فروختم به شرط آنكه تو نيز خانهء خود را به فلان مبلغ به من بفروشى .
در صحّت و بطلان اين نوع معامله نيز اختلاف است . « 1 »
برخى فقها عنوان « بيعين فى بيع » در حديث مناهى را مجمل ( - - ) اجمال ) دانسته و بدين جهت آن را قابل استناد و استدلال ندانستهاند . « 2 »
بيكارى
بيكارى : بىشغلى ، نداشتن كار .
از آن به مناسبت در باب زكات و تجارت سخن رفته است .
بيكار بودن با داشتن قدرت بر كار ( بطالت ) مكروه است « 1 » و در رواياتى چند از آن نهى شده و پيامدهاى سوئى - همچون نقصان عقل ، سقوط و بىارزشى ديدگاه چنين كسى نزد مردم و از بين رفتن عزّت و ابتلا به خوارى - براى آن ذكر شده است . « 2 » در روايتى به نقل از موسى بن جعفر عليهما السّلام آمده است : « خداوند بندهء بيكار را دشمن مىدارد . » « 3 »
در فرض توقّف نفقهء واجب ( - - ) نفقه ) بر كسب ( - - ) كسب ) و قدرت فرد بر آن ، بيكارى حرام و كسبوكار ، واجب خواهد بود . « 4 »
آيا دادن سهم فقرا از زكات به كسى كه در عين قدرت بر كسب ، از روى بطالت كسب را رها كرده و در نتيجه نيازمند زكات شده ، جايز است يا نه ؟ مسئله اختلافى است . « 5 » عدم جواز به مشهور نسبت داده شده است . « 6 »
معروف ميان فقها اين است كه پدر و مادر و نيز فرزندان ، در صورتى مستحقّ نفقهاند ( - - ) نفقه ) كه ناتوان از كسبوكار باشند . بنابراين كسى كه قادر بر كسب
هامش
( 1 ) . كتاب السرائر 2 / 240 ؛ تحرير الاحكام 2 / 255
( 2 ) . فقه الصادق 17 / 412 .
1 . وسائل الشيعة 17 / 13 ، 57 ؛ الدروس الشرعية 3 / 186
2 . وسائل الشيعة 17 / 10 و 14 - 15
3 . 58
4 . 24
5 . جواهر الكلام 15 / 311 - 312 ؛ العروة الوثقى 2 / 306 ؛ العروة الوثقى ( ج ) 4 / 100 - 101
6 . مدارك الاحكام 5 / 196