يعنى بنابر مشهور وارد سال دوم شده باشد . « 2 »
گوشت بز و ميش ، يك جنس محسوب مىشود . بنابراين زيادى گرفتن در معاملهء آن دو با يكديگر - مانند فروختن ده كيلو گوشت ميش به دوازده كيلو گوشت بز - ربا ( - - ) ربا ) و حرام است . « 3 »
بز اهلى و كوهى از حيوانات حلال گوشت هستند . « 4 »
بزاق
- - ) آب دهان
بزر
بزر : بذر ( - - ) بذر ) / روغن كتان ( - - ) كتان ) .
كاربرد بزر در معناى دوم با حذف مضاف است ؛ چه آنكه در اصل ، دهن البزر ( روغن گرفته شده از تخم كتان ) بوده و با حذف مضاف ، مضاف اليه جاى آن را گرفته است . « 1 »
بزرگداشت - تعظيم
بساوايى
بساوايى : قوّهء لامسه .
از آن در باب ديات سخن رفته است .
همانگونه كه از بين بردن عضوى از بدن مسلمان موجب ثبوت ديه است ( - - ) ديه ) از بين بردن منافع اعضاى او ، همچون حسّ بويايى يا بينايى نيز موجب ثبوت ديه است ؛ ليكن براى بعضى منافع مثل قوّهء لامسه ، در شرع ديهاى ذكر نشده است ؛ ازاينرو اختلاف شده كه آيا قاعدهء كلّى « هرچه در انسان يكى باشد ، اگر شخصى آن را از بين ببرد ، ديهء كامل ثابت مىشود » شامل منافع نيز مىشود يا تنها اعضا را دربر مىگيرد ؟
از بين بردن قوّهء لامسه بنابر قول اوّل ، موجب ثبوت ديهء كامل و بنابر قول دوم ، موجب ثبوت ارش ( - - ) ارش ) بر عهدهء جنايتكار خواهد بود . بسيارى از فقها قائل به قول دوم هستند . « 1 »
( - - ) لمس )
بستانكار
- - ) دين
بستگان
- - ) خويشاوندى
هامش
( 2 ) . 131 و 19 / 136
( 3 ) . 23 / 355
( 4 ) . 36 / 293 .
1 . مسالك الافهام 3 / 297 .
1 . جواهر الكلام 43 / 316 ؛ تحرير الوسيلة 2 / 593 ؛ فقه الصادق 26 / 327 ؛ مهذب الاحكام 29 / 287 .